تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥٢
آن دفاع مىكنند.
بنابراين، جمله فوق، مخصوص آن گروه است كه: خيره سرى و لجاجت را به حد اعلا رسانده، و آن چنان در استكبار و غرور و غفلت و گناه غرقند، كه ديگر درهاى هدايت به روى آنها گشوده نخواهد شد، اينها هستند كه: هر چند پيامبر صلى الله عليه و آله براى هدايت آنها بكوشد، نتيجهاى ندارد، زيرا به خاطر اعمالشان آن چنان گمراه شدهاند كه ديگر قابل هدايت نيستند.
طبيعى است، چنين افرادى يار و ياورى نيز نمىتوانند داشته باشند زيرا هر ناصر و ياور در زمينه مناسب اقدام مىكند.
ضمناً اين تعبير، خود دليلى بر نفى جبر است، چرا كه «ناصر» مربوط به جائى است كه جوششى از درون خود انسان باشد، و نقش او نقش كمك و يارى باشد (دقت كنيد).
تعبير به «ناصِرِيْن» به صورت جمع شايد اشاره به آنست كه گروه مؤمنان بر عكس اين گروه، نه يك يار بلكه ياران و ياوران متعدد دارند، خدا يار آنهاست، پيامبران و بندگان صالح خدا يار آنها هستند و فرشتگان رحمت نيز ياورشان محسوب مىشوند.
در سوره «مؤمن» آيه ٥١ مىخوانيم: إِنَّا لَنَنْصُرُ رُسُلَنا وَ الَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ يَوْمَ يَقُومُ الأَشْهادُ:
«ما پيامبران خويش و همچنين مؤمنان را در زندگى اين جهان، و در روز قيامت، روزى كه شاهدان براى شهادت قيام مىكنند يارى خواهيم كرد».
و در سوره «فصلت» آيه ٣٠ مىخوانيم: إِنَّ الَّذِينَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلائِكَةُ أَلَّا تَخافُوا وَ لاتَحْزَنُوا وَ أَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ: