تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤٨
«گروهى از آن امتها كسانى بودند كه خدا هدايتشان كرد» «فَمِنْهُمْ مَنْ هَدَى اللَّهُ».
«و گروهى از آنان ضلالت و گمراهى دامانشان را گرفت» «وَ مِنْهُمْ مَنْ حَقَّتْ عَلَيْهِ الضَّلالَةُ».
گرچه باز، در اين آيه، پيروان مكتب جبر سر و صدا بلند كردهاند اين هم دليل ديگرى بر مكتب ما! ولى كراراً گفتهايم، اگر آيات هدايت و ضلالت را در كنار هم بچينيم هيچگونه ابهامى در آنها نيست، و نه تنها اشارهاى به جبر نمىكند بلكه، به وضوح مسأله اختيار و اراده و آزادى انسان را بيان مىدارد، چرا كه بسيارى از آيات قرآن، مىگويد: هدايت و ضلالت الهى به دنبال شايستگىها يا ناشايستگىهائى است كه در انسانها بر اثر اعمالشان پيدا مىشود.
خداوند ظالمان، مسرفان، دروغگويان و مانند آنها را، طبق صريح آيات قرآن، هدايت نمىكند، ولى به عكس آنهائى كه در راه خدا جهاد و تلاش و كوشش مىكنند و آنهائى كه دعوت پيامبران را مىپذيرند، همه را مشمول الطاف خود قرار داده و در مسير پر فراز و نشيب تكامل و سير الى اللَّه هدايتشان مىكند، اما گروه اول را به حال خود وا مىگذارد، تا نتيجه اعمالشان دامان آنها را بگيرد و در بيراههها سرگردان شوند.
و از آنجا كه خاصيت اعمال اعم از نيك و بد از ناحيه خدا است، نتائج آنها را مىتوان به خدا نسبت داد.
آرى، سنت خداوند بر اين است كه: نخست اقدام به هدايت تشريعى مىكند، يعنى پيامبران را مبعوث مىدارد، تا هماهنگ با فطرت، مردم را به توحيد و نفى طاغوت دعوت كنند، و به دنبال اين هدايت تشريعى، هر شخص و گروهى لياقت و شايستگى از خود نشان داد، مشمول لطف او و هدايت