تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣١
خانه خويشتن را قبل از خانه ديگران ويران مىسازد؛ چرا كه گام اول ظلم، گام اول ويرانگرى ملكات درونى و صفات برجسته خود انسان است.
و از اين گذشته، بنياد ظلم در هر جامعهاى بر قرار شود، با توجه به پيوندهاى اجتماعى، سرانجام دور مىزند و به خانه ظالم بر مىگردد.
اما آنها هنگامى كه خود را در آستانه مرگ مىبينند و پردههاى غرور و غفلت از مقابل چشمانشان كنار مىرود «فوراً تسليم مىشوند، و مىگويند ما كار بدى انجام نمىداديم»! «فَأَلْقَوُا السَّلَمَ ما كُنَّا نَعْمَلُ مِنْ سُوءٍ».
چرا آنها انجام هر گونه كار بد را انكار مىكنند؟ آيا دروغ مىگويند، به خاطر اين كه: دروغ بر اثر تكرار، صفت ذاتى آنها شده است؟ و يا مىخواهند بگويند ما مىدانيم اين اعمال را انجام دادهايم ولى اشتباه كردهايم و سوء نيت نداشتهايم؟ ممكن است هر دو باشد.
ولى بلافاصله به آنها گفته مىشود: شما دروغ مىگوئيد، اعمال زشت فراوانى انجام داديد «آرى خداوند از اعمال و همچنين از نيتهاى شما با خبر است» «بَلى إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ».
بنابراين جاى انكار كردن و حاشا نمودن نيست!
***
«اكنون كه چنين است از درهاى جهنم وارد شويد در حالى كه جاودانه در آن خواهيد بود» «فَادْخُلُوا أَبْوابَ جَهَنَّمَ خالِدِينَ فِيها».
«چه جاى بدى است جايگاه متكبران» «فَلَبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَكَبِّرِينَ».
***
نكتهها:
١- سنت حسنه و سيئه