تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢٤
جالب اين كه: مستكبران امروز نيز، غالباً موذيانه براى فرار از حق و همچنين براى گمراه ساختن ديگران متوسل مىشوند، حتى در كتب جامعهشناسى شكل به اصطلاح علمى به آن دادهاند، و مذهب را زائيده جهل بشر و تفسيرهاى مذهبى را اسطورهها مىنامند!.
اما اگر درست به اعماق فكر آنها نفوذ كنيم مىبينيم، مسأله چيز ديگر است، آنها با مذاهب خرافى و ساختگى، هرگز جنگ و ستيز ندارند، بلكه خود عامل پيدايش يا نشر آنند، مخالفت آنها تنها با مذاهب راستين است كه افكار انسانها را بيدار مىكند، و زنجيرهاى استعمار را در هم مىشكند و سد راه مستكبران و استعمارگران است.
آنها مىبينند، قبول تعليمات مذهبى كه اصول عدل و انصاف را پيشنهاد مىكند و با تبعيض و ستمگرى و هر گونه خودكامگى مىجنگد با نقشههاى آنها مخالف است.
آنها مىبينند، پذيرش دستورات اخلاقى مذهب با هوسهاى سركش و آزاديهائى كه مورد نظر آنها است سازگار نيست، مجموع اين جهات سبب مىشود: اين سدّ و مانع را از سر راه خود بردارند، و حتماً بايد پاسخى براى مردم درست كنند، چه پاسخى از اين بهتر كه، آنها را به نام اسطوره و افسانه دروغين معرفى كنند.
آنچه متأسفانه آنها را در اين برچسب زدن به مذهب، تا حدّى موفق مىكند خرافاتى است كه گاهى افراد نادان و بىاطلاع ساخته و پرداخته و به نام مذهب قالب مىزنند.
بر همه طرفداران مذهب راستين لازم است شديدا با اين گونه خرافات به