تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠٩
اين پارچه را از يك طرف افق مىكشند و به سوى ديگر مىبرند.
و به تعبير ديگر، حركت ثوابت حركت گروهى و دسته جمعى است، اما حركت سيارات حركت انفرادى مىباشد به طورى كه فاصلههايشان با بقيه ستارهها تغيير مىكند.
علاوه بر اين، ستارههاى ثوابت شكلهاى مخصوصى را تشكيل دادهاند كه به «اشكال فلكى» معروفند، و شناخت آنها براى پيدا كردن جهات چهارگانه (شمال و جنوب و مشرق و مغرب) بسيار مؤثر است.
***
پس از بيان آن همه نعمتهاى بزرگ، و الطاف خفى پروردگار، وجدان انسانها را به داورى مىطلبد و مىگويد: «آيا كسى كه مىآفريند همچون كسى است كه نمىآفريند، آيا متذكر نمىشويد»؟! «أَ فَمَنْ يَخْلُقُ كَمَنْ لايَخْلُقُ أَ فَلا تَذَكَّرُونَ».
اين يك روش مؤثر تربيتى است كه قرآن، در بسيارى از موارد از آن استفاده كرده است، مسائل را به صورت استفهامى طرح، و پاسخ آن را بر عهده وجدانهاى بيدار مىگذارد، و حسّ خودجوشى مردم را به كمك مىطلبد تا پاسخ از درون جانشان بجوشد، و همچون فرزندشان به آن عشق ورزند، و آن را پذيرا گردند.
اصولًا، از نظر روانى ثابت شده: براى تعليم و تربيت صحيح بايد حداكثر كوشش را به كار برد، تا طرف مقابل، مطالب را از خود بداند يعنى احساس كند از درون خودش جوشيده، نه چيزى كه از بيرون به او القا شده است، تا با تمام وجودش آن را قبول كند و از آن دفاع نمايد.
تكرار اين نكته، نيز لازمست: مشركانى كه در برابر انواع بتها به سجده