تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩٣
نتوانيد گامى از آن فراتر بگذاريد «وَ لَوْ شاءَ لَهَداكُمْ أَجْمَعِينَ».
ولى اين كار را نكرد؛ چرا كه هدايت اجبارى، نه افتخار است و نه تكامل، بلكه، به شما آزادى داد، تا اين راه را با پاى خود بپيمائيد و به بالاترين اوج تكامل برسيد.
جمله فوق، ضمناً، به اين واقعيت اشاره مىكند كه: گام نهادن گروهى از انسانها در طريق جائر و راه منحرف، نبايد اين توهم را ايجاد كند كه: خدا در برابر آنها مغلوب شده است، بلكه اين خواست او و مقتضاى حكمت است كه انسانها آزاد باشند.
***
در آيه بعد باز به سراغ نعمتهاى مادى مىرود تا حسّ شكرگزارى انسانها را برانگيزد، آتش عشق خدا را در دلهايشان بيفروزد، و آنها را به شناخت بيشتر بخشنده اين نعمتها دعوت كند.
مىگويد: «او كسى است كه از آسمان آبى فرو فرستاد» «هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً».
آبى حياتبخش، زلال، شفاف، و خالى از هر گونه آلودگى «كه شما از آن مىنوشيد» «لَكُمْ مِنْهُ شَرابٌ».
«و نيز گياهان و درختانى از آن به وجود مىآيد كه حيوانات خود را در آن به چرا مىفرستيد» «وَ مِنْهُ شَجَرٌ فِيهِ تُسِيمُونَ».
«تُسِيمُونَ» از ماده «إِسامَه» به معنى چراندن حيوانات است و مىدانيم حيوانات هم از گياهان زمين استفاده مىكنند، هم از برگهاى درختان، و اتفاقاً «شَجَر» در لغت عرب، معنى وسيعى دارد كه: هم به درخت گفته مىشود و هم به گياه.