تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨٣
ممكن است كسانى كه: مخالف گوشتخوارى هستند، اين استفاده را از آيه فوق نيز بكنند كه خداوند مسأله خوردن گوشت حيوانات را جزء منافع آنها نشمرده، لذا بعد از ذكر «مَنافِع» با جمله «وَ مِنْها تَأْكُلُونَ» (از آن حيوانات مىخوريد) از آن ياد شده، حداقل اين استفاده را از تعبير فوق مىتوان كرد، كه:
اهميت لبنيات به مراتب بيشتر است.
***
جالب اين كه: تنها به منافع معمولى و عادى اين چهار پايان سودمند، اكتفا نمىكند بلكه روى جنبه استفاده روانى از آنها در آيه بعد تكيه كرده مىگويد: «در اين حيوانات براى شما زينت و شكوهى است به هنگامى كه آنها را به استراحتگاهشان باز مىگردانيد، و هنگامى كه صبحگاهان به صحرا مىفرستيد» «وَ لَكُمْ فِيها جَمالٌ حِينَ تُرِيحُونَ وَ حِينَ تَسْرَحُونَ».
«تُرِيْحُون» از ماده «اراحه» به معنى باز گرداندن حيوانات، به هنگام غروب به آغلها و استراحتگاهشان است، لذا محلى را كه در آن استراحت مىكنند، «مراح» مىگويند.
«تَسْرَحُون» از ماده «سروح» به معنى بيرون كردن چهار پايان به هنگام صبح به سوى چراگاه است.
منظره جالب حركت دسته جمعى گوسفندان و چهارپايان به سوى بيابان و چراگاه، سپس بازگشتشان به سوى آغل و استراحتگاه كه قرآن از آن تعبير به «جَمال» كرده تنها يك مسأله ظاهرى و تشريفاتى نيست، بلكه بيانگر واقعيتى است در اعماق جامعه، و گوياى اين حقيقت است كه: چنين جامعهاى خود كفا است، فقير و مستمند و وابسته به اين و آن نمىباشد، خودش توليد مىكند، و آنچه را خود دارد مصرف مىنمايد!.