تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٥٤
مفهوم اين سخن آن نيست كه: ما پيشرفت مادى را ناديده بگيريم بلكه هدف اين است كه: همه چيز خود را در آن منحصر و محصور نسازيم، و اتفاقاً قرآن نه تنها سرچشمه پر بار و غنى از نظر معنويات است بلكه برنامه مؤثرى براى پيشرفت و رفاه مادى نيز محسوب مىشود كه در آيات مناسب، در گذشته شرح دادهايم و در آينده نيز به خواست خدا خواهيم داد.
***
٢- چشم به امكانات ديگران دوختن مايه انحطاط است
بسيارند افراد تنگنظرى كه، هميشه مراقب اين و آن هستند كه اينها چه دارند و آنها چه دارند؟
و مرتباً وضع مادى خويش را با ديگران مقايسه مىكنند، و از كمبودهاى مادى در اين مقايسه رنج مىبرند هر چند آنها اين امكانات را به بهاى از دست دادن ارزش انسانى و استقلال شخصيت به دست آورده باشند.
اين طرز تفكر كه نشانه عدم رشد كافى و احساس حقارت درونى و كمبود همت مىباشد، يكى از عوامل مؤثر عقبماندگى در زندگى- حتى در زندگى مادى- خواهد بود.
كسى كه در خود احساس شخصيت مىكند به جاى اين كه: گرفتار چنين مقايسه زشت و رنجآورى شود، نيروى فكرى و جسمانى خويش را در راه رشد و ترقى خويشتن به كار مىگيرد، و به خود مىگويد: من چيزى از ديگران كمتر ندارم و دليلى ندارد كه: نتوانم از آنها پيشرفت بيشترى كنم؛ من چرا چشم به مال و مقام آنها بدوزم من خودم بهتر و بيشتر، توليد مىكنم.
اصلًا زندگى مادى هدف و همت او نيست، او آن را مىخواهد اما تا آنجا كه به معنويت او كمك كند، و به دنبال آن مىرود اما تا آنجا كه استقلال و