تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٥٣
اين حقيقتى است كه حتى ديگران هم به آن معترفند و معتقدند اگر مسلمانان اين قرآن و معارف آن را زنده مىكردند، و به فرمانهاى آن گردن مىنهادند، آن چنان نيرومند و پيشرفته بودند كه هيچ كس نمىتوانست سلطه خود را بر آنها بيفكند.
اين سوره حمد (سَبْعاً مِنَ الْمَثانِى) كه فاتحة الكتاب و آغازگر و فهرست قرآن ناميده شده يك دوره درس زندگى است:
توجه به مبدأ بزرگى كه همه جهانيان را در مسير تكاملى پرورش مىدهد، رحمت خاص و عامش همه را فرا گرفته، توجه به دادگاه بزرگى كه ايمان به آن دقيقترين كنترل را روى اعمال انسان مىگذارد.
عدم اتكاء به غير اللَّه، و عدم خضوع و تسليم در برابر غير او، و بالاخره گام نهادن در صراط مستقيم كه نه انحراف در آن است، نه به شرق مىگرايد و نه به غرب، نه به افراط و نه به تفريط، نه گمراهى در آن است و نه خشم و غضب پروردگار.
اينها مجموعهاى را تشكيل مىدهند كه: پياده شدنش در روح انسان براى ساختن يك شخصيت والا و تكامل يافته كافى است.
اما افسوس! كه اين سرمايه بزرگ، به دست كسانى افتاده كه نه به عمق آن راه يافتهاند، و نه به ارزش والاى آن، حتى گاهى، ناآگاهانى در ميان آنها پيدا مىشوند كه، آياتش را رها كرده و دست نياز به قوانين و برنامههاى ساخت انسانهائى كه خود اسير چنگال شهواتند، و حداقل پر از نارسائىهاى فكرى هستند دراز مىكنند، و يا تعليماتش را به «ثمن بخس» و بهاى ناچيزى مىفروشند، يا مختصر پيشرفت تمدن مادى ديگران چنان توجه آنها را به خود جلب مىكند كه از آنچه خود دارند، غافل مىشوند.