تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٥
٩٠- (ما بر آنها عذابى مىفرستيم) همان گونه كه بر تجزيهگران (آيات الهى) فرستاديم.
٩١- همانها كه قرآن را تقسيم كردند (آنچه را به سودشان بود پذيرفتند، و آنچه بر خلاف هوسهايشان بود ترك نمودند).
تفسير:
تجزيهگران و التقاطىها!
از آنجا كه گرفتارى هميشگى انسان، به خاطر نداشتن يك ايدئولوژى و عقيده صحيح و خلاصه، پاى بند نبودن به مبدأ و معاد است، پس از شرح حالات اقوامى همچون، قوم لوط، قوم شعيب و صالح كه گرفتار آن همه بلا شدند، به مسأله «توحيد» و «معاد» باز مىگردد و در يك آيه به هر دو اشاره كرده، مىفرمايد: «ما آسمانها و زمين و آنچه ميان آن دو است را جز به حق نيافريديم» «وَ ما خَلَقْنَا السَّماواتِ وَ الأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما إِلَّا بِالْحَقِّ».
هم نظام حاكم بر آنها حق است و حساب شده، و هم هدف آفرينش آنها حق است، و به همين دليل اين نظم شگرف و آفرينش دقيق و منظم، دليل روشنى است بر آفريدگار دانا و توانائى كه او هم حق است، بلكه حقيقت حق اوست، و هر حقى تا آنجا حق است كه با وجود بىپايانش هماهنگ است، و هر چه جز او است و با او پيوندى ندارد، باطل و بيهوده است.
اين، در مورد توحيد، سپس در رابطه با معاد مىگويد: «ساعت موعود سرانجام به طور مسلّم خواهد آمد» «وَ إِنَّ السَّاعَةَ لَآتِيَةٌ».
و اگر دير آيد، عاقبت بيايد.
بعيد نيست: جمله اول، به منزله دليلى بر جمله دوم بوده باشد؛ چرا كه حق