تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٢
و اين نشان مىدهد: اولًا- منطقه آنها يك منطقه كوهستانى بوده، و ثانياً- تمدن مادى پيشرفتهاى داشتند كه به آنها امكان مىداد، در درون كوهها خانههاى امن تهيه كنند كه، در برابر طوفانها و سيل و حتى زلزلهها كاملًا مقاومت داشته باشد.
عجيب است كه: انسان براى چند روز زندگى دنيا اين همه محكم كارى مىكند، ولى براى زندگى جاويدان و ابديش، آن چنان سهلانگار است كه حتى گاهى حاضر به شنيدن سخن خدا، و نظر افكندن در آيات او نيست!
***
خوب، چه انتظارى درباره چنين قومى مىتوان داشت، جز اين كه: طبق قانون «انتخاب اصلح الهى» و ندادن حق ادامه حيات به اقوامى كه به كلى فاسد و مفسد مىشوند، بلاى نابود كنندهاى بر سر آنها فرود آيد و نابودشان سازد.
لذا قرآن مىگويد: «سرانجام صيحه آسمانى صبحگاهان دامانشان را گرفت» «فَأَخَذَتْهُمُ الصَّيْحَةُ مُصْبِحِينَ».
اين صيحه صداى صاعقه مرگبارى بوده كه بر خانههاى آنها فرود آمد و آن چنان كوبنده، تكان دهنده و وحشتناك بود كه اجساد بى جانشان را به روى زمين افكند.
شاهد اين سخن آيه ١٣ سوره «فصلت» مىباشد: «فَإِنْ أَعْرَضُوا فَقُلْ أَنْذَرْتُكُمْ صاعِقَةً مِثْلَ صاعِقَةِ عادٍ وَ ثَمُودَ».
***
نه آن كوههاى سر به آسمان كشيده، و نه آن خانههاى امن و امان، و نه اندام نيرومند اين قوم سركش، و نه آن ثروت سرشار، هيچكدام نتوانستند در برابر اين عذاب الهى مقاومت كنند.