تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٢
اگر باور نداريد، برخيزيد، برويد و ويرانههاى اين شهرهاى بلا ديده را كه بر سر راه مسافران در طريق شام از سوى مدينه قرار دارد، بنگريد و بينديشيد.
بينديشيد و عبرت گيريد. عبرت گيريد و به سوى خدا باز گرديد، راه توبه را پيش گيريد، و آلودگيها را از دل و جان خود بشوئيد.
***
باز هم به عنوان تأكيد بيشتر و دعوت افراد با ايمان به تفكر و انديشه در اين داستان عبرتانگيز، اضافه مىكند: «در اين داستان نشانهاى است براى افراد با ايمان» «إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً لِلْمُؤْمِنِينَ».
چگونه ممكن است انسان ايمان داشته باشد، اين سرگذشت تكان دهنده را بخواند و عبرتها نگيرد؟!
***
درباره معنى «سجّيل» و اين كه: چرا بر اين قوم آلوده، بارانى از سنگ فرود آمد؟ و چرا شهر آنها زير و رو شد؟ و چرا لحظه نزول عذاب، صبحگاهان بود؟ و چرا به خانواده لوط دستور داده شد: به پشت سر خود نگاه نكنند؟ و همچنين در زمينه تحريم همجنسگرائى در اديان آسمانى، و فلسفه آن، و نيز اخلاق قوم لوط، در ذيل آيات سوره «هود» بحث كافى كرديم. «١»
ولى باز نكتههائى باقى مانده كه ذيلًا از نظرتان مىگذرد.
***
نكتهها:
١- منظور از «قِطْعٍ مِنَ الْلَّيْلِ» چيست؟
«قِطْع» به معنى تاريكى شب است، مرحوم «طبرسى» در «مجمع البيان»