تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣١
متحجر شده) بر سر آنان فرو ريختيم»! «وَ أَمْطَرْنا عَلَيْهِمْ حِجارَةً مِنْ سِجِّيلٍ».
ريزش اين باران سنگ، ممكن است براى هدفگيرى كسانى بوده باشد كه از آن صيحه وحشتناك نابود نشده و يا زير آوار نرفته بودند، و نيز ممكن است براى محو اجساد پليد و آثار اين قوم بوده است، آن چنان كه پس از اين باران سنگ، اگر كسى از آن ديار مىگذشت، نمىتوانست به آسانى باور كند كه روزى در اين منطقه شهرهاى آبادى بوده است!
نازل شدن اين عذابهاى سه گانه (صيحه وحشتناك- زير و رو شدن- بارانى از سنگ) هر كدام به تنهائى كافى بود كه قومى را به هلاكت برساند، اما براى شدت گناه و جسور بودن آنها در تن دادن به آلودگى و ننگ، و همچنين براى عبرت ديگران، خداوند مجازات آنها را مضاعف كرد.
***
اينجاست كه: قرآن به نتيجهگيرى تربيتى و اخلاقى پرداخته مىگويد: «در اين داستان نشانههائى است براى افراد با هوش»! «إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِلْمُتَوَسِّمِينَ».
آنها كه با فراست و هشيارى و بينش مخصوص خود، از هر علامتى جريانى را كشف مىكنند، و از هر اشارهاى حقيقتى، و از هر نكتهاى، مطلب مهم و آموزندهاى را. «١»
***
اما تصور نكنيد: آثار آنها به كلى از ميان رفته، نه، «بر سر راه كاروانيان و گذر كنندگان همواره ثابت و برقرار است» «وَ إِنَّها لَبِسَبِيلٍ مُقِيمٍ».