تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٤
٧٤- سپس (شهر آنها را زير و رو كرديم؛) بالاى آن را پائين قرار داديم؛ و بارانى از سنگ بر آنها فرو ريختيم!
٧٥- در اين (سرگذشت عبرتانگيز)، نشانههائى است براى هوشياران.
٧٦- و ويرانههاى سرزمين آنها، بر سر راه (كاروانها) است.
٧٧- در اين، نشانهاى است براى مؤمنان!
تفسير:
سرنوشت گنهكاران قوم لوط
در آيات گذشته، داستان ملاقات فرشتگان مأمور عذاب «قوم لوط» را با «ابراهيم» عليه السلام خوانديم، و در اين آيات، داستان خارج شدن آنها از نزد «ابراهيم» و آمدن به ملاقات «لوط» را مىخوانيم.
نخست، مىگويد: «هنگامى كه فرستادگان خداوند نزد خاندان لوط آمدند» «فَلَمَّا جاءَ آلَ لُوطٍ الْمُرْسَلُونَ».
***
لوط «به آنها گفت: شما افرادى ناشناختهايد» «قالَ إِنَّكُمْ قَوْمٌ مُنْكَرُونَ».
مفسران مىگويند: اين سخن را به اين جهت به آنها گفت كه: آنان به صورت جوانانى خوش صورت و زيبا نزد او آمدند، او كه مىدانست محيطش تا چه حدّ آلوده گناهِ انحراف جنسى است، فكر مىكرد: مبادا ورود اين ميهمانان مايه دردسر براى او گردد، از يكسو، ميهمان است، محترم و قدومش مبارك، و از سوى ديگر، محيطى است ننگين و آلوده و پر از مشكلات!.
لذا در آيات سوره «هود» كه همين داستان به مناسبت ديگرى در آن آمده است، تعبير به «سِيْىءَ بِهِمْ» مىكند، يعنى اين موضوع بر لوط پيامبر عليه السلام بزرگ