تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٠
جز گمراهان»؟! «قالَ وَ مَنْ يَقْنَطُ مِنْ رَحْمَةِ رَبِّهِ إِلَّا الضَّالُّونَ».
همان گمراهانى كه خدا را به درستى نشناختهاند و پى به قدرت بىپايانش نبردهاند، خدائى كه از ذرهاى خاك، انسانى چنين شگرف مىآفريند، و از نطفه ناچيزى، فرزندى برومند به وجود مىآورد، درخت خشكيده خرما، به فرمانش به بار مىنشيند، و آتش سوزانى را به گلستانى تبديل مىكند، چه كسى مىتواند در قدرت چنين پروردگارى شك كند يا از رحمت او مأيوس گردد؟!
***
سرانجام ابراهيم عليه السلام پس از شنيدن اين بشارت، در اين انديشه فرو رفت كه:
اين فرشتگان با آن شرائط خاص، تنها براى بشارت فرزند نزد او نيامدهاند، حتماً مأموريت مهمترى دارند و اين بشارت تنها گوشهاى از آن را تشكيل مىدهد، لذا در مقام سؤال بر آمد «و از آنها پرسيد: شما اى رسولان خداوند، بگوئيد: ببينم براى چه مأموريت مهمى فرستاده شدهايد»؟ «قالَ فَما خَطْبُكُمْ أَيُّهَا الْمُرْسَلُونَ».
***
«گفتند: ما به سوى يك قوم گنهكار فرستاده شدهايم» «قالُوا إِنَّا أُرْسِلْنا إِلى قَوْمٍ مُجْرِمِينَ».
***
و از آنجا كه، مىدانستند ابراهيم عليه السلام با آن حس كنجكاويش مخصوصاً در زمينه اين گونه مسائل، به اين مقدار پاسخ قناعت نخواهد كرد، فوراً اضافه كردند:
اين قوم مجرم كسى جز قوم «لوط» عليه السلام نيست ما مأموريم اين آلودگان بىآزرم را در هم بكوبيم و نابود كنيم «مگر خانواده لوط كه ما همه آنها را از آن مهلكه نجات خواهيم داد» «إِلَّا آلَ لُوطٍ إِنَّا لَمُنَجُّوهُمْ أَجْمَعِينَ».
***