تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٧
مفسران بزرگ گفتهاند «ضَيْف» هم معنى مفرد دارد و هم معنى جمع (مهمان و مهمانان).
اين مهمانهاى ناخوانده، همان فرشتگانى بودند كه «به هنگام وارد شدن بر ابراهيم، به صورت ناشناس، نخست بر او سلام گفتند» «إِذْ دَخَلُوا عَلَيْهِ فَقالُوا سَلاماً».
ابراهيم عليه السلام آن گونه كه، وظيفه يك ميزبان بزرگوار و مهربان است براى پذيرائى آنها آماده شد و غذاى مناسبى فوراً فراهم ساخت، اما هنگامى كه سفره غذا گسترده شد، ميهمانهاى ناشناس، دست به غذا دراز نكردند، او از اين امر وحشت كرد و وحشت خود را كتمان ننمود، با صراحت به آنان گفت: «ما از شما ترسانيم» «قالَ إِنَّا مِنْكُمْ وَجِلُونَ». «١»
اين ترس، به خاطر سنتى بود كه در آن زمان و زمانهاى بعد، و حتى در عصر ما در ميان بعضى از اقوام معمول است كه، هر گاه كسى نان و نمك كسى را بخورد، به او گزندى نخواهد رساند، و خود را مديون او مىداند و به همين دليل، دست نبردن به سوى غذا، دليل بر قصد سوء و كينه و عداوت است.
***
ولى، چيزى نگذشت كه فرشتگان ابراهيم عليه السلام را از نگرانى بيرون آوردند، و «به او گفتند: ترسان مباش، ما تو را به فرزند دانائى بشارت مىدهيم» «قالُوا لاتَوْجَلْ إِنَّا نُبَشِّرُكَ بِغُلامٍ عَلِيمٍ».
در اين كه: منظور از «غُلامٍ عَلِيْمٍ» (پسر دانا) كيست؟ با توجه به آيات ديگر قرآن شك نيست كه: منظور، «اسحاق» عليه السلام است؛ چرا كه هنگامى كه فرشتگان