تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٠
مادر، يا در درون تخم تا چه اندازه با هم شباهت دارند، اين نيز تأييد مىكند كه:
همه آنها در آغاز از يك اصل گرفته شدهاند.
***
پاسخهاى طرفداران ثبوت انواع
ولى، طرفداران فرضيه ثبوت انواع يك پاسخ كلى به تمام اين استدلالات دارند و آن اين كه: هيچ يك از اين قرائن قانع كننده نيست، البته نمىتوان انكار كرد كه هر يك از اين قرائن سهگانه احتمال تكامل را در ذهن به عنوان يك «احتمال ظنى» توجيه مىكند، ولى، هرگز يقين آور نخواهد بود.
به عبارت روشنتر، اثبات فرضيه تكامل، و تبديل آن از صورت يك فرضيه، به يك قانون علمى و قطعى، يا بايد از طريق دليل عقلى بوده باشد، و يا از طريق آزمايش و حس و تجربه، و غير از اين دو راهى نيست.
اما از يكسو، مىدانيم دلائل عقلى و فلسفى را به اين مسائل، راهى نيست، و از سوى ديگر، دست تجربه و آزمايش از مسائلى كه ريشههاى آن در ميليونها سال قبل نهفته است كوتاه است!.
آنچه ما با حس و تجربه درك مىكنيم، اين است تغييرات سطحى با گذشت زمان به صورت جهش «موتاسيون» در حيوانات و گياهان رخ مىدهد، مثلًا از نسل گوسفندان معمولى ناگهان گوسفندى متولد مىشود كه پشم آن با پشم گوسفندان معمولى متفاوت است، يعنى بسيار لطيفتر و نرمتر مىباشد، و همان سرچشمه پيدايش نسلى در گوسفند به نام «گوسفند مرينوس» مىشود، با اين ويژگى در پشم.
و يا اين كه: حيواناتى بر اثر جهش، تغيير رنگ چشم يا ناخن و يا شكل پوست بدن و مانند آن پيدا مىكنند.