بهشت و دوزخ از نگاه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٢٩ - ٩/ ٤ گفتگوى بهشتيان و دوزخيان
را از زندگىشان باز مىدارد و كوهها از هم مىشكافند، مگر آنچه خدا بخواهد.
پس پيوسته مىگريند تا جايى كه خون گريه مىكنند. سپس در موطنى ديگر گرد مىآيند و در آن جا از آنها مىخواهند كه سخن بگويند. پس مىگويند: «به پروردگارمان خدا سوگند كه ما مشرك نبودهايم» و به كارهايى كه مىكردهاند، اقرار نمىكنند. از اين رو، لذا خداوند بر دهانهايشان مُهر مىزند و از دستها و پاها و پوستها مىخواهد كه سخن بگويند، و آنها به سخن مىآيند و به هر گناهى كه از ايشان سر زده است، گواهى مىدهند. آن گاه مهر از زبانهايشان برداشته مىشود و به پوستها و دستها و پاهاى خود مىگويند: چرا عليه ما گواهى داديد؟ و آنها مىگويند: ما را همان خدايى به سخن آورد كه هر چيزى را به سخن آورده است.
سپس در موطنى ديگر گرد مىآيند و از همه خلايق خواسته مىشود كه سخن گويند و هيچ كس زبان به سخن نمىگشايد، «مگر كسى كه خداى مهربان به او اجازه دهد و حقيقت را مىگويد». سپس در موطنى ديگر گرد مىآيند و در آن جا با يكديگر مجادله مىكنند و برخى خلايق، برخى ديگر را محكوم مىكنند و اين همان گفتن [حقيقت در سخن خداوند است]. همه اينها پيش از حسابرسى است، و چون كار حسابرسى شروع شود، هر فردى به كار خود مشغول مىگردد. از خداوند، بركت آن روز را مىخواهيم.
٢٥٠. امام باقر عليه السلام: اعضاى بدن، عليه مؤمن شهادت نمىدهند؛ بلكه عليه كسى شهادت مىدهند كه سزاوار عذاب است؛ امّا مؤمن، كارنامهاش به دست راست او داده مىشود. خداوند عز و جل فرموده است: «امّا كسى كه كارنامه او به دست راستش داده شود، اينان كارنامه خويش را مىخوانند و به قدر نَخَك هسته خرمايى به آنها ستم نمىشود».
٩/ ٤: گفتگوى بهشتيان و دوزخيان
قرآن
«و بهشتيان، دوزخيان را آواز مىدهند كه: «ما آنچه را پروردگارمان به ما وعده داده بود،