بهشت و دوزخ از نگاه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٤٥ - ٥/ ٨ زنجيرهاى جهنم
قيامت، با آن گرزها در آتش بر او بكوبند.
١٥٣. امام صادق عليه السلام: سلمان رضى الله عنه در كوفه از بازار آهنگران، گذر كرد. جوانى را ديد كه از هوش رفته و مردم، پيرامون او گرد آمدهاند. به سلمان گفتند: اى ابو عبد اللَّه! اين جوان غش كرده است. خوب است دعايى در گوش او بخوانى.
سلمان نزديك او رفت. چشم جوان كه به او افتاد، به هوش آمد و گفت: اى ابو عبد اللَّه! من آن طور كه اين جماعت مىگويند، [صرعى] نيستم؛ بلكه چون گذرم بر اين آهنگران افتاد و ديدم كه با پتك مىكوبند، به ياد اين سخن خداوند متعال افتادم كه: «براى آنان گُرزهايى آهنين است». پس، از ترس كيفر خداى متعال، هوش از سرم رفت.
پس از آن، سلمان، او را به برادرى گرفت و شيرينىِ عشق او به خداوند متعال، در دل سلمان افتاد و هميشه با او بود، تا اين كه آن جوان بيمار شد.
سلمان نزد او آمد و او در حال جان دادن بود. بر بالينش نشست و گفت: «اى فرشته مرگ! با برادرم مدارا كن».
فرشته مرگ گفت: اى ابو عبد اللَّه! من با هر مؤمنى مدارا مىكنم.
٥/ ٨: زنجيرهاى جهنّم
قرآن
«ما براى كافران، زنجيرها و كُندها و شراره آتش، آماده ساختهايم».
«او را بگيريد و به كند و زنجيرش كشيد. سپس او را به آتش افروخته در افكنيد. آن گاه به زنجيرى كه هفتاد گز درازاى آن است، بكِشيد».
«كسانى كه كتاب را و آنچه فرستادگانمان را با آن فرستاديم، تكذيب كردند، به زودى خواهند دانست، آن گاه كه كُندها در گردنهايشان [افتد] و با زنجيرها كشانيده شوند، در