بهشت و دوزخ از نگاه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١١٥ - ٤/ ٣ فريادخواهى از آتش
حديث
١١١. امام على عليه السلام: خداوندا! اگر تو مرا در باره جرمم به پرسشگيرى، من درباره گذشتت تو را به پرسش مىگيرم و اگر تو مرا در باره گناهانم به پرسشگيرى، من در باره آمرزشت، تو را به پرسش مىگيرم و اگر وارد آتشم كنى، به اهل آتش اعلام مىكنم كه دوستت دارم.
١١٢. امام على عليه السلام: آه از آتشى كه جگرها و كليهها را مىپزد! آه از آتشى كه پوست سر و اندام را بر مىكَنَد! آه از فرو رفتن در شعلههاى سركش!
١١٣. امام على عليه السلام- در دعاى معروف به دعاى كميل-: آيا به راستى، به تو چنين گمانى مىرود- اى معبود پاك و ستودنىِ من- كه در دوزخ، صداى بنده مسلمانى را بشنوى كه بر اثر مخالفتش، در آن جا زندانى شده و به سبب نافرمانىاش، طعم عذاب را چشيده و به واسطه جرم و جنايتش، در ميان طبقات آن محبوس گشته و با ضجّه اميدوار به رحمت تو، به درگاهت ضجّه مىزند و به زبان آنان كه تو را به يكتايى پرستيدهاند، تو را مىخواند و به ربوبيّتت به تو توسّل مىجويد؟! آقاى من! [چنين كسى] چگونه در عذاب بماند، در حالى كه به بردبارىِ ازلى تو اميد دارد؟! يا چگونه آتش، او را به درد آورَد، در حالى كه به بخشايش و مهر تو آرزومند است؟! يا چگونه زبانههاى آتش، بسوزانندش، در حالى كه تو بانگ او را مىشنوى و جايش را مىبينى؟! يا چگونه شعله سركش آتش، او را فرا گيرد، در حالى كه تو خود مىدانى كه او ناتوان است؟! يا چگونه در ميان طبقات دوزخ غوطهور شود، در حالى كه از راستگويىِ او آگاهى؟! يا چگونه دوزخبانان بر او نهيب زنند، در حالى كه او تو را با فرياد «يا ربّ!» مىخواند؟! يا چگونه او را در آتش جاى دهى و او اميد دارد كه به فضل و بخشايش خود، از آن برهانىاش؛ ولى تو در آن رهايش سازى؟!
هرگز! چنين گمانى به تو نمىرود و اين گونه رفتارى، با لطف و بخشايش شناخته شدهات نمىسازد و به نيكى و احسانى كه هماره با يكتاپرستان كردهاى، نمىماند!
١١٤. امام على عليه السلام- در دعاى كميل-: كريما! پروردگارا! تو خود مىدانى كه در برابر اندكْ بلاى دنيا و كيفرهاى دنيايى و ناملايماتى كه بر اهل آن مىگذرد، چه سان