بهشت و دوزخ از نگاه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٤١ - ٥/ ٦ باد سوزان جهنم
كمك كنند، در روز رستاخيز، در خيمههايى از آتشاند تا آن گاه كه خدا ميان بندگان، داورى كند».
١٤٨. الكافى- به نقل از زياد بن ابى سلمه-: خدمت امام كاظم عليه السلام رسيدم. به من فرمود: «اى زياد! تو براى حكومت، كار مىكنى؟».
گفتم: بله.
فرمود: «چرا؟».
گفتم: من مردى آبرومند و عيالوارم و پشتوانهاى [مالى] هم ندارم.
فرمود: «اى زياد! اگر از فراز كوهى بلند فرو افتم و تكّه تكّه شوم، برايم خوشتر از آن است كه براى يكى از اينها (ظلمه و حكّام جور) عهدهدار كارى شوم، يا بر فرش يكى از آنان قدم بگذارم، مگر براى چه؟».
گفتم: نمىدانم، قربانت گردم!
فرمود: «مگر براى غم گساردن از مؤمنى، يا آزاد كردن او از بند، يا اداى دَينش. اى زياد! هر كس براى اينان عهدهدار كارى شود، كمترين كارى كه خدا با او مىكند، اين است كه خيمهاى از آتش بر او مىزند تا آن گاه كه خداوند از حسابرسىِ خلايق، آسوده گردد».
٥/ ٦: باد سوزان جهنّم
قرآن
«و ياران دست چپ؛ چه ياران دست چپى! در ميان بادِ سوزان و آب جوشاننده و در سايهاى از دود تار؛ نه خنك و نه خوش. ايشان بودند كه پيش از اين، نازپروردگان بودند و بر گناه بزرگ، پافشارى مىكردند و مىگفتند: «آيا چون مُرديم و خاك و استخوان شديم، واقعاً [باز] زنده مىگرديم؟ و آيا پدران گذشته ما [نيز زنده مىشوند]؟». بگو: در حقيقت، اوّلين و آخرين [- آدميان]، قطعاً همه در وعدهگاه روزى معلوم، گرد آورده مىشوند».
حديث
١٤٩. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: اگر خداوند از عذاب بادِ سوزان، به اندازه سرِ انگشتى بر اهل زمين