بهشت و دوزخ از نگاه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٥ - ١/ ٧ لظى(آتش زبانه كش)
به خدا پناه مىبرند. در آن چاه نيز مارى است كه همه اهل آن چاه، از پليدى آن مار و از بوى تعفّن و كثافت آن و از زهرى كه خداوند در نيشهاى آن مار براى اهلش فراهم آورده است، به خدا پناه مىبرند.
١/ ٧: لَظى (آتشِ زبانهكِش)
قرآن
«نه چنين است. آتشِ زبانهكش است! بر كَنَنده پوست سر و اندام است. هر كه را پشت كرده و روى بر تافته و [مال حرام] گرد آورده و انباشته، فرا مىخوانَد».
حديث
٢٠. امام على عليه السلام- در سفارش به كميل بن زياد-: اى كميل! هر كس كه دردى در سينه دارد، آن را بيرون مىافكند. پس اگر يكى از ما سرّى به تو گفت [و با تو درددلى كرد] و به پوشيده داشتن آن، فرمانت داد، مبادا آشكارش سازى؛ چرا كه اگر آشكارش كنى، جاى توبه برايت نخواهد و هر گاه توبهاى نباشد، فرجام [- كار]، آتش زبانهكش خواهد بود.
٢١. امام على عليه السلام- در باره برادرش عقيل كه از ايشان پيمانهاى از گندمِ بيت المال خواست تا با آن، شكم دخترش را سير كند-: ... آهنى را تفته كردم و سپس آن را به بدن او نزديك ساختم تا از آن عبرت گيرد. او از حرارت آن، مانند بيمار مُشرِف به مرگ، فرياد بر آورد و نزديك بود از داغىِ آن بسوزد. به او گفتم:
مادرانِ فرزندمرده، بر تو بگريند، اى عقيل! آيا خود از آهنى مىنالى كه انسانى از سرِ شوخى، تفتهاش كرده است و با اين حال، مىخواهى مرا به سوى آتشى