بهشت و دوزخ از نگاه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٨٣ - ١٠/ ٤٥ بداخلاقى
به خاطر اين نماز خواندى كه بگويند: «فلانى چه نماز خوبى مىخواند!». او را به آتش ببريد. سپس بندهاى را كه جنگيده است، مىآورند. مىگويد: «پروردگارا! من به خاطر تو جنگيدم»؛ امّا به او گفته مىشود: نه؛ بلكه تو به خاطر اين جنگيدى كه بگويند: «فلانى چه آدم شجاعى است!». او را به آتش ببريد. آن گاه بندهاى را كه قرآن آموخته است، مىآورند. مىگويد: «پروردگارا! من به خاطر تو، قرآن آموختم»؛ امّا به او گفته مىشود: نه؛ بلكه آموختى تا بگويند: «فلانى چه آواز خوشى دارد!». او را به آتش ببريد. سپس بندهاى را كه مالش را انفاق كرده است، مىآورند. او مىگويد: «پروردگارا! من به خاطر تو، اموالم را انفاق كردم»؛ امّا به او گفته مىشود: نه؛ بلكه از آن انفاق كردى تا بگويند: «فلانى چه سخاوتمند است!». او را به آتش ببريد.
٤٩٠. امام صادق عليه السلام: خودنمايى، نوعى جفا [در حقّ پروردگار] است و جفا، جايگاهش در آتش [دوزخ] است.
١٠/ ٤٥: بداخلاقى
٤٩١. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: از بداخلاقى بپرهيزيد؛ زيرا بداخلاقى، قطعاً در آتش است.
٤٩٢. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: بداخلاقى، درختى در آتش [دوزخ] است و شخص بداخلاق، به شاخه آن، آويزان است و آن شاخه، او را به سوى آتش مىكشد.
٤٩٣. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: بداخلاقى، مهارى از عذاب خداست كه در بينىِ شخص بداخلاق است و آن مهار، در دست شيطان است و شيطان، او را به سوى بدى، و بدى، او را به سوى آتش مىكشد.