بهشت و دوزخ از نگاه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٩١ - ٣/ ٣ هشدار امام على(ع)
نوشيدنىاش چركابه، عذابش نو به نو و گرزهايش آهنين است. عذابش فروكش نمىكند، و ساكنانش هرگز نمىميرند. سرايى كه در آن، هيچ رحمتى نيست و دعاى اهل آن، هرگز شنيده [و اجابت] نمىشود.
٧٠. امام على عليه السلام- در خطبهاى كه در آن، از مجازات گنهكاران در روز رستاخيز، ياد مىكند-: گنهكاران را در بدترين سراى، جاى مىدهد، دستها را با كُند و زنجير به گردنها مىبندد، زلفها را به پاها گره مىزند و جامههايى از قطران و تكّههاى آتش، بر ايشان مىپوشاند؛ در دوزخى كه گرمايش سخت و سوزان است و درى كه بر روى اهل دوزخ فرو بسته شده است؛ در آتشى ديوانهوار و پرخروش، با شعلههايى سركش، كه فريادى رعدآسا و هولناك دارد؛ ساكنانش از آن جا رخت بر نمىبندند، اسيرانش با هيچ بهايى آزاد نمىشوند و زنجيرهايش از هم نمىگسلد؛ آن سراى را عمرى نيست كه به سر آيد و ساكنانش را اجلى نيست كه به پايان رسد [تا خلاص شوند].
٧١. امام على عليه السلام- در وصف آتش دوزخ-: خدا را خدا را- اى بندگان خدا- كه دنيا همه شما را بر يك راه مىبرد [همان راه منتهى به آخرت كه گذشتگان نيز رفتند]، و شما و [زمانِ] قيامت، به يك ريسمان بسته شدهايد[١] و تو گويى قيامت [هماينك] نشانههاى خود را آورده، پرچمهايش را نزديك ساخته و شما را بر گذرگاه صراط، نگه داشته است، و گويا [هماكنون] زلزلههايش را پيش آورده و [چونان اشترى] سينه خويش را بر زمين نهاده [و تحقّق يافته] است. دنيا از اهل خود، بريده و آنان را از آغوش خويش بيرون افكنده است. گويا روزى بود كه گذشت، يا ماهى بود كه به پايان رسيد. تازه آن، كهنه گرديده و فربه آن، لاغر گشته است؛ در جايگاهى تنگ، با كارهايى در هم و بزرگ و آتشى سخت گزنده
[١]. همچون دو شتر، كه به يك ريسمان بسته شده باشند.