بهشت و دوزخ از نگاه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٣٧ - ٩/ ٨ درخواست آب و غذا
ما فرو ريزيد». [در پاسخ] مىگويند: «خدا اينها را بر كافران، حرام كرده است»».
«و اگر فريادرسى جويند، به آبى چون مسِ گداخته كه چهرهها را بريان مىكند، يارى مىشوند. وه! چه بد شرابى است و چه زشت جايگاهى».
حديث
٢٥٥. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: در دوزخيان، چنان گرسنگىاى افكنده مىشود كه با عذابى كه در آن به سر مىبرند، برابرى مىكند. پس فرياد كمكخواهى بر مىدارند؛ ولى با خوراكى از خارِ خشك- كه نه فربه مىسازد و نه گرسنگى را مىزدايد- به فريادشان رسيده مىشود. دوباره فرياد بر مىآورند كه گرسنهايم. اين بار، خوراكى گلوگير به آنان خورانده مىشود. به ياد مىآورند كه در دنيا اگر لقمهاى در گلويشان گير مىكرد، آن را با نوشيدن آب فرو مىبردند. پس آب مىطلبند، و با چنگكهاى آهنى، ظرفهاى آب جوشان به طرفشان برده مىشود. همين كه به نزديك صورت آنان مىرسد، چهرههايشان را بريان مىكند. و چون وارد معدههايشان شود، امعا و احشاى آنها را تكّه تكّه مىكند.
در اين هنگام، مىگويند: نگهبانان جهنّم را بخوانيد. و آنها به ايشان مىگويند:
«مگر پيامبرانتان دلايل روشن به سوى شما نياوردند؟! مىگويند: «چرا». مىگويند: پس بخوانيد؛ ولى دعاى كافران جز در بيراهه نيست».
دوزخيان مىگويند: مالك [- دوزخ] را بخوانيد [و از او خواهش كنيد]، پس مىگويند: «اى مالك! پروردگارت [را بخوان تا] جان ما را بستاند» و او پاسخشان مىدهد كه: «شما ماندگاريد».
٢٥٦. الكافى- به نقل از زراره-: از امام باقر عليه السلام در باره اين سخن خداى عز و جل پرسيدم: «روزى كه زمين به زمينى ديگر بَدَل مىشود».
فرمود: «به گِرده نانى خالص تبديل مىشود و مردم از آن مىخورند تا آن گاه كه از حسابرسى فارغ شوند».
كسى گفت: در آن روز، آنان چندان گرفتارند كه به خوردن و آشاميدن نمىرسند!
فرمود: «خداوند عز و جل آدمىزاده را ميانْتهى آفريده است و ناگزير از خوردن و آشاميدن است. آيا در آن روز، آنان گرفتارترند يا كسانى كه در آتشاند؟ [حتّى]