بهشت و دوزخ از نگاه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٦٥١ - ١٣/ ١١ عاص بن وائل بن هشام
آموختهاند، نيست. اين [چيزى] غير از سخن بشر نيست» تا «چيست سَقَر؟»، سَقَر، درّهاى است در جهنّم.
١٣/ ١١: عاص بن وائل بن هشام[١]
٩٥٧. امام باقر عليه السلام- در باره آيه شريف: «آيا ديدى كسى را كه به آيات ما كفر ورزيد و گفت: قطعاً به من مال و فرزند بسيار داده خواهد شد»-: عاص بن وائل بن هشام قرشى سهمى، يكى از مسخره كنندگان [پيامبر صلى الله عليه و آله] بود. خبّاب بن ارَت از عاص بن وائل، طلبى داشت. نزد او رفت و آن را از او مطالبه نمود. عاص به او گفت: آيا شما نمىگوييد كه در بهشت، طلا و نقره و حرير است؟
خبّاب گفت: چرا.
عاص گفت: پس وعده من و تو، در بهشت؛ زيرا- به خدا سوگند- در آن جا به من بهتر از اموالى كه در دنيا داده شدهام، داده خواهد شد. «هرگز! به زودى [آن معبودان] عبادت ايشان را انكار مىكنند و ضدّ آنان مىگردند»، «ضدّ» يعنى چيزى كه با شخص، قرين و همنشين مىشود.
٩٥٨. مجمع البيان- به نقل از ابن عبّاس، در باره سوره كوثر-: اين سوره در باره عاص بن وائل سهمى نازل شد و علّتش آن بود كه وى ديد پيامبر خدا صلى الله عليه و آله از مسجد [الحرام] خارج مىشود. جلوى باب بنى سهم به هم رسيدند و به گفتگو پرداختند. عدّهاى از بزرگان قريش در مسجد نشسته بودند. چون عاص وارد مسجد شد، به او گفتند: با كه سخن مىگفتى؟ گفت: با آن ابتر.[٢] پيامبر خدا صلى الله عليه و آله از خديجه پسرى داشت به نام عبداللَّه كه قبلًا از دنيا رفته بود، و آنها به كسى كه پسر نداشت، «ابتر» مىگفتند. از اين رو، زمانى كه عبد اللَّه در گذشت، قريش نام ابتر يا صُنبور[٣] بر پيامبر صلى الله عليه و آله گذاشتند.
[١]. عاص بن وائل بن هاشم سهمى، از طايفه قريش و يكى از سردمداران در دوران جاهليت و نديم هشام بن مغيره بود. او اسلام را درك كرد؛ ولى اسلام نياورد و از تمسخركنندگان آن بود و از زنديقهايى به شمار مىرود كه كافر دوگانهپرست مُردند.
[٢]. بى دنباله؛ اجاقْ كور.
[٣]. صُنبور: ابتر؛ مردى كه نه فرزندى دارد و نه برادرى، به طورى كه با مردن او نامش از بين مىرود؛ فرد ضعيف و خوار و بىكس و بىفرزند و بىياور( لسان العرب مادّه« صنبر»).