جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٤٤٧ - غزل ١٧٤ دوش ديدم كه ملائك در ميخانه زدند
وى نفرمودشان سخنتان صحيح نيست، بلكه فرمودشان: «إِنِّي أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ.»[١]: (من از چيزهايى كه شما آگاه نيستيد آگاهم.- پس از تعليم اسماء خود؛ كه: «وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها.»[٢]: (و همه نامهاى خود را به آدم آموخت.) آنان كه در ميان بنى نوع بشر از فساد مبرّا هستند و ظهور دهنده همه اسماء اويند را به آنان (ملائكه) ارائه فرمود؛ كه: «ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلائِكَةِ فَقالَ: أَنْبِئُونِي بِأَسْماءِ هؤُلاءِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ.»[٣]:
(سپس آنها را بر ملائكه عرضه داشت، آنگاه فرمود: اگر راستگويانيد از نامهاى اينان خبرم دهيد.).
و ملائكه گفتند: نمىدانيم؛ كه: «لا عِلْمَ لَنا إِلَّا ما عَلَّمْتَنا، إِنَّكَ أَنْتَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ.»[٤]: (ما را دانشى نيست جز آنكه تو آموختى، بدرستى كه تنها تو عليم و حكيمى.).
و حضرت حق به آدم ٧ فرمود: «يا آدَمُ أَنْبِئْهُمْ بِأَسْمائِهِمْ.»[٥]: (اى آدم! اينان را از نامهاى ايشان آگاه ساز.).
در اينجا بود كه ملائكه توجّه به حقيقت آدم خاكى نمودند و با او همراه شدند در باده تجلّيات اسمائى نوشيدن و عنايت به ملكوت آنان نمودن و سجده بر آنها را اختيار كردن و از سرّ خلافت انسانى آگاهى يافتن «و با منِ راه نشين باده مستانه زدند» در جايى مى گويد:
|
مَلَك در سجده آدم زمين بوسِ تو نيّت كرد |
كه در حُسن تو چيزى يافت غير از طورِ انسانى[٦] |
|
كه: «فَلَمَّا أَنْبَأَهُمْ بِأَسْمائِهِمْ، قالَ: أَ لَمْ أَقُلْ لَكُمْ: إِنِّي أَعْلَمُ غَيْبَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ، وَ أَعْلَمُ ما.
[١] - بقره: ٣٠.
[٢] ( ٢، ٣) بقره: ٣١.
[٣] ( ٢، ٣) بقره: ٣١.
[٤] - بقره: ٣٢.
[٥] - بقره: ٣٣.
[٦] - ديوان حافظ، چاپ قدسى، غزل ٥٩٥، ص ٤٢٦.