جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٤٤٩ - غزل ١٧٤ دوش ديدم كه ملائك در ميخانه زدند
و همچنين به قبولى توبه حضرت آدم ٧ و هر آدم ديگرى اشاره كند؛ كه: فَتَلَقَّى «آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِماتٍ فَتابَ عَلَيْهِ، إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ.»[١]: (پس آدم [٧] كلماتى را از پروردگارش فرا گرفت، آنگاه خداوند بر او رجوع نموده و توبه او را پذيرفت، بدرستى كه او بسيار توبه پذير و مهربان است.- نيز: «ثُمَّ اجْتَباهُ رَبُّهُ، فَتابَ عَلَيْهِ وَ هَدى.»[٢]: (سپس پروردگارش او را برگزيده و به سوى او رجوع نموده و توبهاش را پذيرفته و هدايتش فرمود.- بگويد: مرا نشان دادند كه چون خداوند توبه مرا قبول فرمود ميان من و حضرت حق سبحانه پس از «وَ عَصى آدَمُ رَبَّهُ فَغَوى.»[٣]: (و آدم از فرمان [ارشادى] پروردگارش سرپيچى كرد و گمراه شد.) صلح برقرار شد، و حوريان بهشتى كه از اين امر (عصيان) ملول گشته بودند چون دانستند مجدّداً بدانجا باز خواهم گشت خشنود شده و حضرت دوست را شكر گذار شدند.[٤]
|
جنگ هفتاد و دو ملّت، همه را عُذر بِنِه |
چون نديدند حقيقت، رَهِ افسانه زدند |
|
بخواهد بگويد: اى خواجه! پس از اينكه جريان فساد آدم خاكى را از ملائكه شنيدى و حقّانيّت خلفاء و برجستگان از فرزندان آدم را به معرّفى حق سبحانه مشاهده نمودى و ميان تو محبوب به تبعيّت از آنان صلح افتاد؛ كه: «ثُمَّ اجْتَباهُ رَبُّهُ،.
[١] - بقره: ٣٧.
[٢] - طه: ١٢٢.
[٣] - طه: ١٢١.
[٤] - لازم است در اينجا به چند نكته اشاره شود:
الف- شهود مرحوم خواجه شهود برزخى بوده است.
ب- مراد از بهشت و حوران، بهشت و حوران برزخى بوده است.
ج- نظر به اينكه شهود برزخى جنبه تجرّدى دارد و زمان و مكان در آن فرض نمى شود، مانعى ندارد ابتداء خلقت آدم ابوالبشر به خواجه نشان داده شده باشد.
د- ممكن است مراد از آدم، آدم ابوالبشر ٧ و نوع بنى آدم باشد، چون آنچه صورت برزخىاش براى آدم ابوالبشر ٧ در ابتداى خلقت پيش آمده، در اين عالم براى نوع بشر نيز محقّق مى باشد.