جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٤٣٢ - غزل ١٧٣ دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند
نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ.»[١]: (خداوند، نور آسمانها و زمين مى باشد.) و «نُورٌ عَلى نُورٍ.»[٢]:
(نورى است بر روى نور.) و «يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ يَشاءُ.»[٣]: (خداوند، هركس را بخواهد به نور خويش هدايت مى فرمايد.- مقام محمودِ «عَسى أَنْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقاماً مَحْمُوداً.»[٤]: (اميد است پروردگارت تو را به مقام پسنديده اى بر انگيزد.) به قدر ظرفيّت وجودىام آگاهم ساخت.
|
چه مبارك سحرى بود و چه فرخنده شبى! |
آن شب قدر، كه اين تازه براتم دادند |
|
گويا عنايت خاصّ فوق در شب قدرى كه بهتر از هزار ماه است به خواجه عطا شده است؛ كه: «لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ.»[٥]: (شب قدر از هزار ماه بهتر است.- وى نتيجه[٦] عمر گذشته و آينده خود را دريافته، كه مى گويد: عجب شب و سحر مباركى بود آن شبى كه در سحرگاهش برات آزادى از خودم دادند، و به فرخنده وصال و مشاهدات ذاتى و اسماء و صفاتىام نايل كردند، و تا سحرگاهان در سلام و امنيّت مطلق از هر شائبه شرك جلىّ و خفىّ بسر مى بردم؛ كه: «سَلامٌ هِيَ حَتَّى مَطْلَعِ.
[١] ( ١، ٢، ٣) نور: ٣٥.
[٢] ( ١، ٢، ٣) نور: ٣٥.
[٣] ( ١، ٢، ٣) نور: ٣٥.
[٤] - اسراء: ٧٩. مخفى نماند كه نايل شدن به كمالات رسول ٦ و اوصيائش : براى امّت او امرى مستبعد نيست؛ زيرا آيه گذشته سوره انفال و آيه شريفه حمد كه مى فرمايد:« اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ، صِراطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ» و آيه شريفه:« مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَةً.»:( هركس از مرد و زن عمل شايسته انجام دهد، در حالى كه مؤمن باشد، مسلّماً او را به زندگانى پاكيزه زنده مى نمائيم) خوب حكايت از اين معنى دارد.
علاوه در زيارت عاشورا درخواست مقام محمود را مى نماييم و مى گوييم:« وَأَسْأَلُهُ أَنْ يُبَلّغَنِى الْمَقامَ الْمَحْمُودَ لَكُمْ عِنْدَ اللّهِ.»: و از خداوند خواهانم كه مرا به مقام محمودى كه شما در نزد خدا داريد، نايل گرداند.).
با اين همه رسيدن به آن كمالات به قدر ظرفيّت مى باشد، و مراد كمالات انتصابى نيست.
[٥] - قدر: ٥.
[٦] - عمر عادى بشر حدود هزار ماه( الف شهر) است، كه تقريباً مطابق با ٨٣ سال مى شود.