جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٤٢ - غزل ١٢٣ از سر كوى تو هر كو به ملالت برود
و سر انجام در اين دنيا و پس از اين عالم در نعمتهاى مشاهدات و عيش و عزّت و مقام رفيع الهى قرار خواهند گرفت؛ كه: «مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى، وَ هُوَ مُؤْمِنٌ، فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَةً، وَ لَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما كانُوا يَعْمَلُونَ.»[١]: (هركس از مرد و زن در حاليكه مؤمن باشد، عمل شايسته انجام دهد، مسلّماً او را به زندگانى پاكيزه زنده نموده، و حتماً آنان را به نيكوتر آنچه انجام مى دهند پاداش خواهيم داد.- نيز: «إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَ نَهَرٍ فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ.»[٢]: (براستى كه تقوى پيشگان در باغها و بهشتها و جويهايى در جايگاه صدق و حقيقت، نزد پادشاه مقتدر مى باشند.- به گفته خواجه در جايى:
|
دل من به دورِ رويت ز چمن فراغ دارد |
كه چو سرو پاى پند است و چو لاله داغ دارد |
|
|
شبِ تيره چون سرآرم رَهِ پيچ پيچ زُلفت |
مگر آنكه شمعِ رويت به رَهَم چراغ دارد[٣] |
|
|
حافظ! از چشمه حكمت به كف آور جامى |
بو كه از لوحِ دلت، نقش جهالت برود |
|
(١)- خواجه در بيت ختم خطاب به خود كرده و مى گويد: بر آن باش تا از چشمههاى حكمت الهى «وَ مَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ، فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً.»[٤]: (و به هركس حكمت داده شد، مسلّماً خير فراوانى بدو عنايت شده است.) بهرهمند گردى، تا از صفحه دلت نقش جهالت كه موجب خستگى و ملالت خاطرت شده، زدوده گردد، زيرا
٩٣١
«إِنَّ هذِهِ الْقُلُوبَ، تَمَلُّ كَما تَمَلُّ الأَبْدانُ، فَابْتَغُوا لَها طَرآئِفَ الْحِكَمِ.»
[٥]: (براستى چنانكه تن شما خسته مى گردد، اين دلهايتان نيز خسته مى شود، پس حكمتهاى ظريف و گزيده را براى آنها.
[١] - نحل: ٩٧.
[٢] - قمر: ٥٥.
[٣] - ديوان حافظ، چاپ قدسى، غزل ١٧٥، ص ١٥١.
[٤] - بقره: ٢٦٩.
[٥] - نهج البلاغة، حكمت ٩١ و ١٩٧.