جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٤١ - غزل ١٢٣ از سر كوى تو هر كو به ملالت برود
به آنها نظر افكندى و در برابر جلال و عظمتت مدهوش گشتند، سپس در باطن با آنها مناجات كردى و آشكارا و در ظاهر براى تو عمل نمودند.)
|
حكم مستورى و مستى همه بر خاتمت است |
كس ندانست كه آخر به چه حالت برود |
|
آرى، آنان كه طريقه بندگى و يا قرب و انس با حضرت حقّ سبحانه را اختيار نمودهاند، بعضى در ابتداء مستور و هشيارند، و بعضى مست و عاشق. در آخر كار بايد مست را از مستور باز شناخت، كه:
٩٢٨
«كُلُ مَخْلُوقٍ يَجْرى إلى ما لا يَدْرى.»
[١]: (تمام مخلوقات به سوى چيزى كه آگاهى از آن ندارند، روانند.).
خواجه هم مى خواهد بگويد: سر انجامِ سالك و مريد طريق و زاهد را بايد نگريست، زيرا پايان كار هركس ملاك است؛ كه:
٩٢٩
«مِلاكُ الأُمُورِ، حُسْنُ الْخَواتِمِ.»
[٢]:
(مُلاك امور، حُسن عاقبت آنهاست.- به گفته خواجه در جايى:
|
مستور و مست هر دو چو از يك قبيلهاند |
ما دل به عشوه كه دهيم، اختيار چيست؟ |
|
|
زاهد، شرابِ كوثر و حافظ، پياله خواست |
تا در ميانه، خواسته كردگار چيست[٣] |
|
امّا:
|
كاروانى كه بود بدرقهاش لطف خدا |
به تجمّل بنشيند، به جلالت برود |
|
با اين بيان بخواهد بگويد اگرچه حكم مستورى و مستى به سر انجام و پايان امر هر كسى بستگى دارد، امّا كسانى توفيق الهى شامل حالشان خواهد شد كه با تقوى و اعمال صالح، لطف و عنايت حضرت دوست را به خود توجّه دهند؛ كه:
٩٣٠
«أَلتَّوْفيقُ مِنْ جَذَباتِ الرَّبِّ»
[٤]: (توفيق، از جذبه ها و كششهاى پروردگار مى باشد.).
[١] ( ١، ٢) فهرست موضوعى غرر و درر، باب العاقبة، ص ٢٥٤.
[٢] ( ١، ٢) فهرست موضوعى غرر و درر، باب العاقبة، ص ٢٥٤.
[٣] - ديوان حافظ، چاپ قدسى، غزل ٥٢، ص ٧٣.
[٤] - فهرست موضوعى غرر و درر، باب التوفيق، ص ٤٠٩.