جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٤١٥ - غزل ١٧١ دانى كه چنگ و عودچه تقرير مى كنند؟
سالكان با پير خود چه مى كنند؟!
|
صد مُلكِ دل، به نيم نظر مى توان خريد |
خوبان در اين معامله تقصير مى كنند |
|
محبوبا! گرچه اوضاع روزگار، عاشقانت را آشفته خاطر نموده، ولى چه مى شود كه با عنايت و توجّهى دلهاى آنان را با ديدارت خريدارى كنى؛ زيرا تو خود فرموده اى كه: «إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ.»[١]: (خداوند، جانها و اموال مؤمنان را خريدارى نمود.)؛ امّا نمى دانم چرا در اين امر اهمال مى ورزى؟ بخواهد.
بگويد:
|
دلم را شد سر زلفِ تو مسكن |
بدين سانش فرو مگذار و مشكن |
|
|
وگر دل سر كشد چون زلف از خط |
بدست آرش، ولى در پاش مفكن |
|
|
چو شمع ار پيشم آيى در شبِ تار |
شود چشمم به ديدارِ تو روشن[٢] |
|
ولى مى توان گفت: اشكال از ماست نه از تو؛ كه:
٢٧٧٦
«انَّ الْحِجابَ عَنِ الْخَلْقِ لِكَثْرَةِ ذُنوبِهِمْ.»
[٣]: (براستى كه محجوب بودن [خداوند] از مخلوقات به خاطر كثرت گناهان آنان است.- نيز:
١٢٣٣
«لَيْسَ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ خلْقِهِ حِجابٌ غَيْرُ خَلْقِهِ.»
[٤]: (ميان او و مخلوقات حجابى جز خود خلق وجود ندارد.- همچنين:
١٣١٣
«أنَّكَ لا تَحْجُبُ عَنْ خَلْقِكَ الّا انْ تَحْجُبَهُمُ [تَحْتَجِبَهُمُ] الأَعْمالُ [الآمالُ] دونَكَ.»
[٥]: (و بدرستى كه تو از مخلوقاتت در حجاب نيستى جز آنكه اعمال [يا: آرزوها] حجاب آنان است.)؛ لذا مى گويد:
[١] - توبه: ١١١.
[٢] - ديوان حافظ، چاپ قدسى، غزل ٤٧٣، ص ٣٤٤.
[٣] - بحار الانوار، ج ٣، ص ١٥، باب ١٢.
[٤] - بحار الانوار، ج ٣، ص ٣٢٧، روايت ٢٧.
[٥] - اقبال الاعمال، ص ٦٧٨.