جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ١٦٥ - غزل ١٣٩ به حسن خلق و وفا كس به يار ما نرسد
بنابراين، بخواهد بگويد: هيچ كسى از پيدايش عالم تا پايان، چه آدم ٧ و چه ساير انبياء : به مرتبه رسول اللّه ٦ در تمام جهات و كمالات معنوى نيامده و كسى را نشايد در اين امر انكار ما نمايد و از نظر خلقتى اگرچه انبياء و اولياء : صاحب حسن و جمال بوده اند و حضرت يوسفى ٧ در ميان آنان بوده است، ولى هرگز در حسن و ملاحت به منزلت رسول اللّه ٦ نرسيدهاند؛ كه:
١٠٤٩
«كانَ يُوسُفُ ٧ أَحْسَنَ، وَلكِنَّنى أَمْلَحَ.»
[١] در جايى مى گويد:
|
آن سيه چَرده كه شيرينى عالم با اوست |
چشم ميگون، لبِ خندان، دل خرّم با اوست |
|
|
گرچه شيرين دهنان پادشهانند، ولى |
آن سليمان زمان است كه خاتَم با اوست |
|
|
روى، خوب است و كمالِ هنر و دامنِ پاك |
لاجرم، همّتِ پاكانِ دو عالم با اوست |
|
|
خالِ مشكين كه بر آن عارضِ گندم گون است |
سرّ آن دانه كه شد رهزنِ آدم با اوست[٢] |
|
|
به حقّ صحبت ديرين كه هيچ محرمِ راز |
به يارِ يك جهتِ حق گذارِ ما نرسد |
|
سوگند به صحبت ديرينه اى كه ميان ما و رسول اللّه ٦ در ازل انجام پذيرفت؛ كه:
١٠٥٠
«انَّ اللّهَ- عَزَّوَجَلَّ- لَمّا خَرَجَ ذُرّيَّةَ آدَمَ مِنْ ظَهْرِهِ لِيَأْخُذَ عَلَيْهِمُ الْميثاقَ بِالرُّبوبِيَّةِ لَهُ، وَبِالنُّبُوَّةِ لِكُلّ نَبِىّ، فَكانَ اوَّلَ مَنْ اخَذَ عَلَيْهِمُ الْميثاقَ بِنُبُوَّتِهِ مُحَمَّدَ بْنَ عَبْدِاللّهِ.»
[٣]: (همانا هنگامى كه خداوند- عزّوجلّ- فرزندان حضرت آدم [٧] را از پشت او بيرون آورد تا از آنان براى پروردگارى خود، و پيامبرى تمام پيامبران پيمان بگيرد، نخستين كسى كه بر پيامبرى او پيمان گرفت حضرت محمد بن عبد الله [٦] بود.).
هرگز هيچيك از محرمان راز الهى (انبياء و اولياء :) در مقام بندگى و اداء حق آن، به مرتبه والاى يار يك جهت ما (رسول اللّه ٦) نرسيدهاند، تنها اوست كه.
[١]. بحار الانوار، ج ١٦، ص ٤٠٨، روايت ١.
[٢] - ديوان حافظ، چاپ قدسى، غزل ٣١، ص ٥٨.
[٣] - اصول كافى، ج ٢، ص ٨، روايت ٢.