رسالههاى خطى فقهى - گروه محققان - الصفحة ٤٤١ - باب اول در بيان كيفيت تضمن آيات سوره جمعه بر فريضه مزبوره
است و تكرار و تعدّد اين گناهان موجب سياهى دلها مىشود، تا آن كه به جايى مى رسد كه باطل در نظر ايشان حق مى نمايد و حق در نظر ايشان باطل مىنمايد؛ به جهت آن كه ذاكرى و مذكّرى ندارند و اگر باشد بر خود واجب نمىدانند كه حاضر شوند نزد او؛ لهذا در چند حديث واقع شده: «من تركها ثلاث جمعات متوالية طبع اللّه على قلبه»[١]، بنابر اين كه جمله «طبع اللّه على قلبه» اخباريه باشد[٢] و احتمال دارد كه انشائيه دعائيه باشد.
و در آيه سوم: «وَ آخَرِينَ مِنْهُمْ لَمَّا يَلْحَقُوا بِهِمْ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ» به طريق اعجاز اشعار است به اين كه در آخر الزمان جماعتى تشكيك در عبادت مزبوره خواهند نمود، و ادعاى تخصيص به زمان معصوم و امام معصوم خواهند كرد و خواهند گفت: كه اين خطاب مشافهه است و شامل زمان معدومين وقت نزول آيه نيست، و غافل اند- يا متغافل اند- از آن كه حكم خدا، مادامى كه در زمان رسول منسوخ نشده باشد، باقيست تا روز قيامت؛ لهذا تكذيب اين جماعت فرمود به قول خود: «وَ آخَرِينَ مِنْهُمْ لَمَّا يَلْحَقُوا بِهِمْ» خواه «آخَرِينَ» مجرور باشد، كه عطف بر «اميين» باشد، و خواه منصوب باشد، كه عطف به مفعول «يُعَلِّمُهُمُ» باشد، تا اشعار باشد به آن كه اين عبادت اختصاص به زمانى دون زمانى و اشخاصى دون اشخاصى ندارد، سواى آنچه معلوم شد از اقلّ ما صدق من «يخطب»[٣]، و چون اين تشكيك واقع نيست در هيچ يك از فرايض سواى
[١]. ر. ك: وسائل الشيعه، ج ٧، ص ٢٩٩، باب اوّل از ابواب صلاة جمعه، حديث ١٥، و در حديثى از امام باقر( ع) است:« من ترك الجمعة ثلاث جمع متوالية طبع اللّه على قلبه».
[٢]. يعنى حضرت خبر داده باشد به اين كه چنين شده است.
[٣]. اشاره به حديث شريفى است كه مرحوم شيخ به سندش از فضاله از ابان بن عثمان از فضل بن عبدالملك آوردهاند كه گفت: از ابا عبداللّه( ع) شنيدم:« اگر گروهى در روستايى بودند نماز جمعه را چهار ركعت به جا آورند، و اگر داشته باشند كسى كه براى آنها خطبه بخواند، نماز جمعه را بخوانند اگر پنج نفر باشند و آن دو ركعت ساقط مى شود به جهت دو خطبه». ر. ك: استبصار، ج ١، ص ٤٢٠، حديث ١٦١٤.