رسالههاى خطى فقهى - گروه محققان - الصفحة ٤٤٥ - باب اول در بيان كيفيت تضمن آيات سوره جمعه بر فريضه مزبوره
كردند آنچه نبايست كرد، ايشان نيز اگر تجاوز از جمعه مأمور بكنند و بكنند آنچه ممنوع بودند چون فروختن متاع و تجارت مذموم، محروم از ثواب و مستحقّ عقاب خواهند بود؛ چنان كه در احاديث بسيار واقع شده كه: «هر چه در بنى اسرائيل واقع شده است، در اين امّت نيز واقع مىشود، مساوى و برابر يكديگر، چنان كه مساوى است يك تاى نعل با نعل ديگر، و يك پر تير با پر ديگر»[١]، پس چنان كه بنى اسرائيل بعد از رفتن حضرت موسى به مناجات، گوسالهپرست شدند و حضرت هارون هرچند منع كرد فايده نكرد و ممتنع نشدند، همچنين امت پيغمبر ما، بعد از رفتن رسول ٦ به اعلى علّيين، ابوبكرپرست شدند، و او را به خلافت نصب كردند و چنان كه بنى اسرائيل مخالفت امر الهى نمودند در تجاوز و عدوان از شنبه، همچنين جماعتى از اين امت تجاوز مىكنند از روز جمعه و به عبادت و ذكر خدا سعى نمىكنند. «وَ لَقَدْ جاءَتْهُمْ رُسُلُنا بِالْبَيِّناتِ ثُمَّ إِنَّ كَثِيراً مِنْهُمْ بَعْدَ ذلِكَ فِي الْأَرْضِ لَمُسْرِفُونَ»[٢].
اگر گويند كه: بنى اسرائيل دانسته عدول و تجاوز از سبت كردهاند، و ايشان مىگويند كه:
مبادا فعل جمعه مشروع نباشد در زمان غيبت امام.
جواب آن كه: معلوم نيست كه تمام بنى اسرائيل دانسته مرتكب نهى مزبور شده باشند، بلكه ايشان نيز به تشكيك اهل شكوك، فريب شيطان خوردند، و توهّم كردند كه حبس ماهىها در روز شنبه و شكار آنها در روز يكشنبه مباح است، و فريب خوردن ايشان، عذر در شكار كردن در روز يكشنبه نمىشود، به جهت آن كه بعد از ورود منع
[١]. احاديث بسيارى به اين مضمون وارد شده است:« لَتركبنّ سُنَنَ مَن قَبلِكُم حذو النعل بالنّعل و القذّة بالقذّة».
ر. ك: امالى، شيخ مفيد، ص ١٣٥؛ تفسير سعد السعود، ص ٦٥؛ طرائف، ابن طاووس، ص ٣٨٠؛ بحارالانوار، ج ٩، ص ٢٤٩.
[٢]. مائده، آيه ٣٢.