رسالههاى خطى فقهى - گروه محققان - الصفحة ٥٥٨ - فرق اول حضور نبى يا امام يا نايب خاص
كند، و بر همگى چه حاضر و چه غايب لازم است كه شدّ رحال كنند و تهيه اسباب قتال نمايند. از هر سو به جانب سلطان پويند و آن حضرت را با آواز بلند گويند كه: جانهاى ما فداى جان تو باد. اگر در مهمى از قتال فرمان دهد، به اطاعتش شتابند و اگر ايشان را به جهاد طلبد، به شوق خدمتش، سر از پا نشناسند. اگر خود به جنگ رود در ركابش روان شوند و خدمتش از دل و جان نمايند. اطراف او را چون دايره به گرْد مركز احاطه كنند، و بر دوْر او چون هاله به گرد قمر حلقه زنند، چه مردم مانند خيمهاند و او به سان ستون خيمه. در استقامت ستون مستقيم است و در تمايل آن متمايل و نيز سپاه را منزلت ترازوست و پادشاه را منزلت شاهين و ترازو بدون شاهين، از كار افتد. اگر مردم اراده كار مهم نمايند از او اجازت طلبند و اگر گروهى را كارى از جهاد فرمان دهد، از ايشان اطاعت كنند. اگر حكم به تفرّق كند، متفرق شوند و اگر به اتحاد فرمان دهد، متحد گردند. اگر حدى از حدود يا وقتى از اوقات معيّن كند يا صفى از صفوف را مقدّم يا مؤخّر درآرد، تخلف نكنند و اگر جمعى زياده بر كفايت دست دهد، بى رخصت او مراجعت ننمايند، بلكه به هيچ وجه در هيچ كار جهاد، مخالفت او را جايز ندانند هر چه مخالفت سلطانى چنين كه دفع از اسلام و مسلمين نمايد، مخالفت خدا و موجب غضب الهى است، و در وجوب اطاعت سلطانى چنين و اطاعت خليفه سيد المرسلين فرق و تفاوت نيست مگر آن كه وجوب اطاعت خليفه بالذات است، نه بالعرض و اطاعت چنين سلطانى كه موقوف عليه غرض است، واجب است بالعرض.