رسالههاى خطى فقهى - گروه محققان - الصفحة ٥٥٩ - فرق اول حضور نبى يا امام يا نايب خاص
و همچنين اگر او نصب كند نايبى بر سپاه، اطاعت او را كه بر وفق صلاح و صواب باشد، در همه كار جهاد، چون اطاعت رئيس مطاع واجب شمرند و نيز پيروى رئيسى را كه نصب كند بر هزار نفر يا صد نفر يا بيشتر يا كمتر لازم دانند، و در كار جهاد مخالفت او نكنند و اگر چه پادشاه و ساير اهل خير به كيفيت مقاتله از اغلب مجتهدين اعرفاند وليكن بر ايشان است رجوع به مجتهد براى دانستن طريقه و احكام شرعيه و از آن جمله آن است كه پادشاه بدون اضطرار در حرب و قتال سبقت نگزينند، و از حدوث امرى كه شوكت اسلام را شكند، بر حذر باشد و امر كند كسى را كه محل اعتماد و نايب او است به دفع اهل عناد كه با تقوى و طاعت باشد، و رجوع كارها به خدا كند و امر منوب عنه را در كار جهاد مالى امر خداوند، و بر سپاه، ائمه جماعت و مؤذنين با اقامه شعاير دين نصب كند و واعظين براى ترغيب مجاهدين به عبادت و تحريص ايشان به شهادت تعيين نمايد، و امر و نهى سپاه بر وفق شريعت كند و نصرت خويش از خالق مدبّر و بارى مصوّر جويد. در امر قسمت سويّت و در حق رعيت، عدالت كند، و دور و نزديك و بيگانه و آشنا را يكسان و آن دو و همگى را پدر رؤوف و برادر مهربان باشد.
و با سران سپاه مشورت كند و سخن حق ايشان پذيرد و به جز ارباب امانت و اصحاب ديانت، محرم و همراز نگيرد، و اسرار خود جز به كسانى از خدا ترسند نگويد و استيصال دشمن از خدا خواهد و استيلاى خود را به سلاح دعا داند. عن أبي عبدالله (ع) «أنّ أمير المؤمنين كان إذا أراد القتال قال هذه الدعوات: اللهم إنّك أعلمت سبيلاً من سبلك جعلت فيه رضاك و