رسالههاى خطى فقهى - گروه محققان - الصفحة ٤٣٨ - باب اول در بيان كيفيت تضمن آيات سوره جمعه بر فريضه مزبوره
«توحيد» در نماز صبح و نماز جمعه، بنابر مذهب جماعتى كه در نماز سوره [را] واجب نمى دانند[١]؛ چه اگر جميع آيات سورتين متضمّن ترغيب در نماز جمعه نمى بود بايست استحباب مخصوص به خواندن آيه جمعه بوده، نه استحباب خواندن تمام سورتين، چنانچه مخفى نيست بر متأمّل.
باب اوّل: در بيان كيفيت تضمّن آيات سوره جمعه بر فريضه مزبوره
آيه اولى: «يُسَبِّحُ لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ الْمَلِكِ الْقُدُّوسِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ» اخبار است به تجدّد و استمرار تسبيح جميع خلايق، خداى تعالى را در ازمنه آتيه الى يوم القيامه، پس شما نيز اى بنى آدم غافل مشويد از ذكر و تسبيح او، خصوصاً در روز جمعه، پس دليل بر مشروعيت و ترغيب در فريضه جمعه و خطبه آن است كه مشتمل بر ذكر و تسبيح خداى تعالى است، امّا مطابقةً؛ چون ركوع و سجود، و امّا به استلزام؛ چون خطبه و ساير اذكار و افعال از قيام و ركوع، كه هر يك مستلزم تنزيه و تقديس حضرت پروردگار است.
جلّ شأنه.
و در اين جا اشاره است به طريق مجاز به آن كه تسبيح خالق- همچون در جميع ازمان- اجماعى جميع اهل زمين و آسمان است، و مطلوب و مرغوب فيه جميع مردمان است دائماً، خصوصاً در روز جمعه كه مأموربه است؛ چنان كه در آيه جمعه تصريح به آن مى شود، تا آن كه مستفاد شود آن كه تشكيك جماعتى از متأخّرين- كه بعد از نزول اين آيه خواهند نمود- در فريضه جمعه بى وجه و بى جا است؛ چه او زياده بر تسبيح و ذكر نيست، و هيچ آفريده [اى] از تسبيح و ذكر ممنوع نمى باشد. و در لفظ مضارع[٢] تنبيه است
[١]. يعنى در صورتى كه واجب ندانند، حكم به استحباب مىشود.
[٢]. مراد كلمه« يسبّح» در اول سوره است.