رسالههاى خطى فقهى - گروه محققان - الصفحة ١٦٦ - نسخه خطى
بيماردار يا آن كه در معنىِ اوست ضررى به هم رسد اما احوط آن است كه با جمعه اضافه ظهر مردّد كند خصوصاً زنان.
و دور نباشد كه با اين جمع مذكور جمعه منعقد كردد به اين كه معدود از عددى شوند كه شرط انعقاد جمعه است.
وچون جمعه با عيد جمع شود و نماز عيد از اهل قرى به فعل آيد ظاهراً مرخّص باشند دررجوع به اهل خود و عدم حضور جمعه و حضور احوط است و اين معنى نسبت به اهل بلد نيز محتمل است امّا لزوم حضور در ايشان اظهر است و مقتضى روايت معتبره آن است كه جمعه و عيد در سفر ساقط باشند و ظاهراً عمل به آن نيكوست.
وظاهراً درامامِ نماز جمعه، اجتهاد شرط نباشد همچنانچه از كلام شيخ در خلاف فهم مىشود امّا ظاهراً مىبايد كه احكام را به طريقى كه در اوّل رساله به آن اشاره شد اخذ كرده باشند و ظاهراً دغدغه دراين نباشد كه اكر وصول به مجتهد ممكن باشد جمعه با او يا به اذن او كذاردن احوط باشد.
واكر چه در اشتراط عدالت امام جمعه خلافى نمىداند اما دور نباشد كه چون متظاهر به فسق نباشد و درعدالت او شبهه باشد احوط ايقاع جمعه باشد با او با ضميمه ظهر منفرداً.
وظاهراً عدالت عبارت از حالتى است درنفس راسخه كه مانع باشد از اقدام بر مخالفت الهى عمداً خواه صغيره و خواه كبيره.
وچون صغيره يا كبيره از وى به واسطه امرى كه مزيل آن حالت باشد به ظهور آيد ظاهراً حصول عدالت ثانياً موقوف است به حصول حالت اولى نه آن كه به عروض صغيره نادراً آن زائل نشود همچنانچه بعضى كفته اند و ظاهراً از براى ظهور اين حالت برغير تا حكم به آن كند همين كافى باشد كه او ساتر عيوب خود باشد و به معاشرت با او