رسالههاى خطى فقهى - گروه محققان - الصفحة ٤٤٧ - باب اول در بيان كيفيت تضمن آيات سوره جمعه بر فريضه مزبوره
استدر وجوب مطلق، و يك حديث وارد نشده است در نهى از آن، يا رخصت در ترك آن[١]، با آن كه فريضه مزبوره به خصوص امام معصوم مسلّم است، عدول از حكم ثقلين نمودن- كه قرآن مجيد و عترت پيغمبراند- به سوى شبهات جايز الخطا، معلوم است كه چه صورت دارد. و ظاهر كريمه: «حُمِّلُوا التَّوْراةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوها» عبارت اخراى «اوتوا علم التّوراة و كلّفوا العمل بما فيها ثم لم يعلموا بها» است[٢] و اين اشاره است به اين كه جماعت مؤمنين هم هرگاه مكلّف شدند به احكام و عمل به مضامين آن، و ياد داده شوند علم و فهم اوامر و نواهى او را، و به مجرّد شبهات و احتمالات جمعى جايزالخطا، مرتكب خلاف ظواهر آن شوند، و تخصيصات و تأويلات نمايند، بدون حجتى و بيّنه [اى] از شارع، بلكه به مجرد تقليد جماعتى جايز الخطا، هيچ منتفع نشوند به كلام خدا، چنان كه «حمار» منتفع نمى شود به «أسفار» يعنى به كتاب ها [يى] كه بردارد.
و اما آيه ششم: «قُلْ يا أَيُّهَا الَّذِينَ هادُوا إِنْ زَعَمْتُمْ أَنَّكُمْ أَوْلِياءُ لِلَّهِ مِنْ دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ» اشاره است به اين كه تكبر كردن از حضور به جماعت مؤمنين و از رفتن و موعظه شنيدن و گوش به خطبه پيش نمازان كردن و خود را بهتر از ديگران دانستن و مستغنى از ديگران پنداشتن، صفات علماى يهود است. و اگر اين معنى را راست مىگويند كه اولياءاللّهايم، پس بايد آرزوى مرگ بكند؛ به جهت آن كه اولياء اللّه
[١]. مراد رخصت در ترك افراد عادى، غير از آنچه در روايات استثنا شدهاند؛ همانند زن، كودك، برده، مسافر، ديوانه، زمين گير و پير فرتوت. ر. ك: وسايل، ج ٧، ص ٢٩٥، باب صلاة جمعه، حديث ١، عبارت چنين است:« ... و وضعها عن تسعة: عن الصغير و الكبير و المجنون و المسافر و العبد و المرأة و المريض و الاعمى و من كان على رأس فرسخين».
[٢]. ر. ك: تفسير قمى، ج ٢، ص ٣٦٦؛ تبيان، شيخ طوسى، ج ١٠، ص ٥؛ مجمع البيان، طبرسى، ج ١٠، ص ٨؛ تفسير الميزان، ج ١٩، ص ٢٦٦؛ طرائف، سيد ابن طاووس، ص ٣٣٨.