رسالههاى خطى فقهى - گروه محققان - الصفحة ١٦٤ - نسخه خطى
آورد و خطيب وسامعين درمابين حرف نزنند و اكر حرف زنند ظاهراً خطبه و نماز به آن باطل نكردد و حاضرين، كوش به خطبه دهند و مشغول چيزى ديكر نكردند و اجتناب از نماز كردن درحال خطبه كنند.
وجمعه و عصر را به يك اذان و دو اقامه كذارد و اذان جمعه را بين يدى امام بعد از صعود امام به منبركويند و بعد از فراغ اذان، امام شروع درخطبه كند مكر با عذرى و از تكرار اذان اجتناب كند و اكر اذان برمناره كفته شود دور نباشد كه مرتبه ثانى نيز بين يدى امام حرام باشد و محتمل است كه حرام آن باشدكه بر مناره كفته شده باشد.
وبهتر آن است كه خطبه با طهارت كفته شود امّا شرطيت طهارت و وجوبش ظاهرنيست.
وظاهراً شروع در خطبتين بعداز يقين دخول وقت مىبايد. وظاهر اخبار معتبره آن است كه وقت نماز جمعه مضيّق است و بعد از يقين به دخول وقت مشغول به آن بايد شد و عمل به آن متعيّن است.
اما ظاهراً احوط آن است كه چون مقدار خطبه و نماز فوت شود- قبل از فراغ يا قبل از شروع درآن- جمعه را با ظهر كذارد و اكر چه به آخر وقت ظهرين رسيده باشد قطع نظر از موجب اين جمع كه در اصل نماز جمعه در زمان غيبت واقع است و به آن اشاره شد.
و جمعه را بى جماعت در ابتداء نمىتوان كرد و ظاهراً اقلّ عددى كه به آن منعقد شود پنج است و تا عدد به هم نرسد شروع درخطبه نكند و اكر بعد از شروع بعضى از عدد مذكور روند، دور نباشد كه اتمام بر بانى لازم باشد خصوصاً كه يك ركعت تمام با عدد ادراك شده باشد و ظاهراً اكر آن بعض امام باشد و هيچ يك از آنها كه باقى مانده اند لايق امامت نباشد فرادى به جاى آوردن بهتر از ترك است الاّ اين كه بعد از فراغ دراين