رسالههاى خطى فقهى - گروه محققان - الصفحة ٥٥٥ - فرق اول حضور نبى يا امام يا نايب خاص
بر هر مكلف بالغ و عاقل به شرط امكان و قدرت لازم است كه حفظ بيضه اسلام از تسلط كفار لئام كند، تا آن گروه بر مسلمين غالب نشوند و به تصرف نفوس و اموال ايشان نپردازند و رسوم اسلام مندرس نشود و شريعت مَلِكِ علاّم معطّل نماند. اين امر خطير منتظم نمىشود مگر به وجود رئيس و هر كه تجهيز عساكر و اشياع و تدبير جنود و اتباع كند و چون رياست و دولت و سلطنت و خلافت از جانب سلطان على الاطلاق «حق سلطانه» منتهى است، به فخر سلاطين عرب و عجم، مالك رقاب امم، السلطان ابن السلطان و الخاقان بن الخاقان فتحعلى شاه قاجار (لا زال مؤيداً مِن عند الله، منصوراً بنصر الملك الإله)، و جناب اقدسش در مجاهده متمكّن است و مدافعه در پس حضرت عليّهاش را واجب است به وجوب عينى تعيينى كه تحمل اثقال جهاد و تجهيز عساكر واجناد كند به آنچه كفايت جهاد نمايد.
و همچنين واجب است بر كسى كه آن حضرت او را منصوب ساخته و به تهيه اسباب قدرتش پرداخته و او است والى ولايت كبرى و نائب سلطنت عظمى، عباس ميرزا (لا زالت مقامع سطوته مرفوعة و هامات أعدائه مقموعة)، پس بر جميع مردم كه قدرت دارند واجب است كه اطاعت فرمان ايشان كنند، و در جيش ايشان حاضر و به جهاد مشغول و دفاع كنند با كفار لئام با نيزهها و شمشيرهاى انتقام، تا نشكند شوكت اسلام و مضمحل نگردد معالم حلال و حرام».
و نيز آن جناب اجازت نامه ديگر به فارسى نوشته كه مجملى از مضمون آن اين است[١]:
[١]. صورت اين اجازه نامه به دست ما نرسيده است.