رسالههاى خطى فقهى - گروه محققان - الصفحة ٤٤٨ - باب اول در بيان كيفيت تضمن آيات سوره جمعه بر فريضه مزبوره
آرزوى مرگ مىكنند[١]؛ به جهت آن كه هرگاه يقين دارند كه اولياءاند البته علما اند[٢] و هيچ عاقلى و عالمى حيات فانيه اين دنيا را ترجيح بر نعيم ابدى نمىدهد؛ چه حيات دنيوى مشوب به آلام و اسقام و حوادث روزگار و معاشرت با اشرار است، و لقاء حقّ- عزّ شأنه- در نعيم مقيم مبرّا از اينها است. پس معلوم شد كه تكبّر كردن وخود را عزيز و مقرّب به نزد خدا دانستن و استنكاف كردن از حضور به جماعات مؤمنان و اقتدا به نماز ايشان نكردن، خوب نيست.
و آيه هفتم: «وَ لا يَتَمَنَّوْنَهُ أَبَداً بِما قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ وَ اللَّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ» اشاره است به اين كه اينها دروغ مىگويند در اين دعوى؛ به جهت آن كه اولياء خدا آن كسانىاند كه عالم و عامل و خاشع و خاضع و متواضعاند در بندگى و ساعىاند به سوى آنچه خدا و رسول امر فرمودهاند و دورى مىكنند از آنچه خدا و رسول نهى كردهاند. پس بر ايشان لازم است كه سعى نمايند به جمعات كه ذكر خداست، و در آنجا طلب آمرزش مى شود از گناهان و چون آمرزش از براى ايشان حاصل شد از جمله اولياء خواهند بود.
آيه هشتم: «قُلْ إِنَّ الْمَوْتَ الَّذِي تَفِرُّونَ مِنْهُ فَإِنَّهُ مُلاقِيكُمْ ثُمَّ تُرَدُّونَ إِلى عالِمِ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ فَيُنَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ» اشاره است به آن كه اعتبارات و بزرگى دنيوى فانى است، و مرجع همه به سوى خدا است، كه عالم به سرّ و علانيه است[٣].
و چون در ضمن اين اشارات اثبات و ايضاح نمود كه عبادت و ذكر خداى تعالى
[١]. در حقيقت آرزوى اولياى خدا رضاى خداوند مىباشد؛ چنان كه در ادعيه ائمه هُدى( ع) آمده است:« رضاً برضاك، لا معبود سواك»، نه اين كه حتماً مرگ را از خداوند بخواهند، البته از ظاهر آيه برمى آيد كه خداوند خطاب به يهود مىفرمايد:« اگر شما از بين مردم فقط خود را اولياءاللّه مىدانيد، پس آرزوى مرگ كنيد[ و از اموال و اعراض دنيوى چشمپوشى كنيد].»
[٢]. مضمون اين مطلب در آيه كريمه:« إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ» است.( فاطر، آيه ٢٨).
[٣]. اشاره به سوره طه، آيه ٧؛ فرقان، آيه ٦.