رسالههاى خطى فقهى - گروه محققان - الصفحة ٤٣٧ - مقدمه
واسطه بوده باشد، نسبت به غائبين به واسطه حاضرين، و اين دليل است بر اين كه تمام آيات سورتين مزبورتين دخلى تمام دارد در ترغيب در فعل فريضه مزبوره و الاّ استحباب مخصوص بايد به آيه جمعه مىبود، بلكه استحباب سوره «بنىاسرائيل» در شب جمعه و «كهف» در روز جمعه، و همچنين سوره «الرّحمن» و امثال آن كه در احاديث وارد شده[١] مستفاد مى شود آن كه تمام اين سور مزبورات متضمّن ترغيب عظيم است در فعل فريضه مزبوره، و همه كس او را نمى فهمند، خصوصاً منكرين اين فريضه، و تاركين او سه جمعه متواليه بدون عذر[٢] لهذا احاديث بسيار واقع شده در ذكر فضيلت تلاوت اين سوره در اوقات مزبوره[٣] يا به جهت آن كه مشتمل بوده باشند بر امر به ذكر خدا و نهى از غفلت از آن[٤] و چون اعظم [از] همه ى اذكار صلاة جمعه است، تكاهل و تغافل ننمايند در آن؛ به جهت آن كه در اين سوره[٥] مواعظ بالغه چندى بوده باشد كه بايد در هر هفته اقلاً يك بار آدمى متلفّظ شود به آنها، خصوصاً امام، خود متذكّر شود و تذكير مردمان نمايد به آن؛ چنانچه وارد شده است اخبار بسيار كه متضمّن كراهت سفر كردن و اشتغال به امور دنيا است در روز جمعه و عمل و كسب و بيع و شراء و تحصيل منافع دنيوى[٦]، بلكه حرمت آنها هرگاه مستلزم فوت حضور به فريضه ى مزبوره بوده باشد[٧]. و همچنين استحباب خواندن تمام سوره «جمعه» و «اعلى» در نماز شام و سوره «جمعه» و
[١]. ر. ك: وسائل الشيعه، ج ٧، ص ٤٠٨، ب ٥٤( باب ما يستحب ان يقرأ من السور ليلة الجمعة و يومها).
[٢]. چون آنها جزء منافقين مىشوند؛ چنان كه در تفسير آيه دوم سوره منافقين خواهد آمد. ر. ك: مستدرك الوسائل، ج ٦، ص ٢٩٩.
[٣]. ر. ك: مستدرك الوسائل، ج ٤، ص ٢٢٢، باب ٥٢( باب تأكّد استحباب قراءة الجمعة).
[٤]. چنان كه در سوره منافقين، آيه ٩ آمده است.
[٥]. سوره جمعه.
[٦]. ر. ك: وسائل الشيعه، ج ٧، ص ٣٨٦، باب ٤٣.
[٧]. در آخر همين رساله به آن اشاره خواهد شد.