رسالههاى خطى فقهى - گروه محققان - الصفحة ٤٥٤ - باب دوم در بيان كيفيت تضمن آيات سوره منافقين بر مذمت تاركين جمعه
هركه بشنود ندا و اذان نماز را و حاضر نشود پس او منافق است. و در حديث ديگر وارد شده كه: هر كه در مسجد باشد، و اذان نماز بگويند و او بشنود و از مسجد بيرون رود پيش از نماز، پس او منافق است[١].
و جماعتى كه در زمان رسول ٦ منافق بودند منافق به حسب تنزيل بودهاند، و در معنى ايشان بدتر از طايفه كفاراند؛ چه در حقيقتِ پيغمبرى ايشان شاك بودهاند، و به نماز آن حضرت به رغبت حاضر نمىشدند و در ظاهر خود را داخل مسلمانان مىگردانيدهاند و در مقام فريب بودند با مسلمانان و در باطن كافر بودند. و همچنين در اين زمان جماعتى كه در مسجد مسلمانان به نماز جماعت و به نماز جمعه- كه فريضه است- حاضر نشوند، بلكه واجب ندانند، بلكه حرام دانند، در معنى نفاق اگر چه داخل باشند به سبب ترك جماعت و جمعه، وليكن مثل منافقين زمان رسولاللّه ٦ نيستند، مگر وقتى كه اتمام حجت بر ايشان شده باشد و انكار كنند عناداً، چنانچه اوشانى كه پيغمبر را مىديدهاند و اطاعت نمىكردند. امّا جماعتى كه در شك باشند به سبب عروض شبهات و متحيّر شده باشند و سه جمعه تارك جمعه باشند، منافق خواهند بود در تأويل. چنانچه صدوق در اول باب جماعت از كتاب صلاة «من لا يحضره الفقيه» فرموده است[٢]، پس اگر ايشان طالب حق باشند و بذل جهد نمايند، و حق بر ايشان ظاهر نشود تا بميرند، حق- عزّ شأنه- ايشان را مىآمرزد.
و در احاديث بسيار وارد شده است كه: «آنچه در قرآن مجيد خداوند عالميان وصف كفّار مىفرمايد، پس بايد كه ملاحظه نماييد، اگر شما نيز موصوف به اين صفات نيستيد.
[١]. وسائل الشيعه، ج ٥، ص ٢٤٢، باب ٣٥ از ابواب صلاة، حديث ٢. عين عبارت را در پاورقى قبل نقل نموديم.
[٢]. من لا يحضره الفقيه، ج ١، ص ٣٧٥.