رسالههاى خطى فقهى - گروه محققان - الصفحة ٤٥٦ - باب دوم در بيان كيفيت تضمن آيات سوره منافقين بر مذمت تاركين جمعه
است به اين كه از جمله صفات منافقين: قسم دروغ خوردن است و مانع شدن از راه خدا.
و شكى نيست كه رفتن به مسجد و سعى كردن به سوى ذكر خدا و استماع موعظه و خطبه مشتمله بر امر به معروف و نهى از منكر «سَبِيلِ اللَّهِ» است، پس هر كه مردمان را از اين معنى برگرداند در صفات منافقين داخل است و او مصداق آيه كريمه مىتواند [با] شد.
آيه سوم: «ذلِكَ بِأَنَّهُمْ آمَنُوا ثُمَّ كَفَرُوا فَطُبِعَ عَلى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لا يَفْقَهُونَ» اشاره است به اين كه از جمله صفات منافقين آن كه چون نفس ايشان در اول امر پاك باشداز لوث گناهان [و نا] فرمان حق مبرّا اند[١] و چون آلوده شود به وساوس شيطان و گناهان عاصى مىشوند. و همچنين تاركين جمعه، بار اول تصديق مىكنند به نماز جمعه؛ به جهت آن كه علماء چون نظر به قرآن و حديث مىكنند و ملاحظه امر الهى به فعل، و نهى از ترك او مىنمايند، اطاعت مىكنند و عوام نيز تصديق ايشان مىكنند؛ به جهت آن كه عبادت فى نفسها مرغوب و محبوب مؤمنان مىباشد، و چون شبهات و وساوس و خطوات شياطين به ايشان مىرسد، شك مىكنند در آن و ترك مىكنند و هر چند روز رأيى اختيار مىكنند: گاهى واجب عينى مىدانند در زمان غيبت، وليكن عذر مىگويند به آن كه عادلى را نمىيابيم كه نماز با او بكنيم، گويى يا مىخواهند كه مطلع شوند بر اتّصاف نفس او به ملكه راسخه؛ و چون اين معنى مخصوص «عالم الغيب و الشهادة» است، و اطلاع بر او ممكن نيست، ترك فريضه مزبوره مىنمايند، بلكه مطلق جماعت را ترك مىكنند، و هر كه را مىبينند كه به مسجد مىرود بر مىگردانند و تشكيك در عدالت او مىكنند[٢] بلكه تمام خلايق را فاسق و خود را عادل مىدانند، و
[١]. ظاهر عبارت در نسخه چنين است. ظاهراً صحيح اين گونه باشد:« و از نافرمانى حق مبرّا اند».
[٢]. در حاشيه نسخه در اين جا چنين آمده است:« بدان كه اكثر علماء در شرايط امامت« عدالت و طهارت مولد» را شرط دانستهاند و مراد ايشان از عدالت عدم ثبوت فسق ايشان است، نه اطلاع بر ملكه راسخه باطنيّه؛ به جهت آن كه اين معنى مخصوص عالم الغيب و الشهاده است- تعالى شأنه چنان كه مراد ايشان از طهارت مولد، عدم ثبوت ولد الزنا بودن اوست، نه آن كه علم به حلال زادگى او حاصل شود و اگر مراد اطلاع بر ملكه راسخه و حلال زادگى بوده باشد، تكليف ما لايُطاق خواهد بود.»