رسالههاى خطى فقهى - گروه محققان - الصفحة ٣١٠ - اما وظائف تخلى
[و آله] و ٧-.[١]
دويم: آية الكرسى با آيه كريمه «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ»، به دليل حديث أبى عبد اللّه الصادق (ع)[٢].
سيوم: حكايت فصول اذان بعد از فراغ مؤذّن از هر فصلى، به دليل آنكه در احاديث امر به حكايت اذان على العموم واقع شده است[٣].
چهارم: «اللهمّ صلّ على محمد و آل محمد» گفتن، اگر اسم مباركش مذكور شود و متخلّى بشنود.[٤]
پنجم: ردّ سلام كه واجب است، اما سلام كردن كسى بر متخلّى، يا ابتدا كردن متخلّى به تسليم بر كسى، مكروه است.
ششم: حمد الهى بعد از عطاس.[٥]
هفتم: تسميت كردن عاطس را، يعنى دعاى رحمت از براى او كردن و «يرحمكم اللّه» گفتن بعد از عطسه او.
هشتم: هرگاه مهم ضرورى واقع شود كه بالضرورة تكلّم بايد كرد.
بيست و پنجم: ارتياد، يعنى طلب موضعى كه مناسب بوده باشد از براى تخلّى و استنجاء و طلب موضعى مرتفع از براى بول كه خاك نرم داشته باشد، سنت است. رسول ٦ در اين باب اهتمام تمام داشته است، و در توقّى[٦] از بول- به فتح
[١]. مراجعه كنيد به وسائل الشيعة، ج ١، ص ٣١٠، ب ٧ از ابواب احكام الخلوة و تهذيب الأحكام، ج ١، ص ٢٧، ح ٦٨.
[٢]. وسائل الشيعة، ج ١، ص ٣١٣، ب ٧ از ابواب احكام الخلوة، ح ٨ و تهذيب الأحكام، ج ١، ص ٣٥٢، ح ١٠٤٢.
[٣]. مراجعه كنيد به ذكرى، ج ١، ص ١٦٦.
[٤]. المقنعة، ص ٤٠.
[٥]. و اين داخل در عموم« ذكر» است.
[٦]. توقّي از وقى يقي، گرفته شده است به معناى پرهيز.