رسالههاى خطى فقهى - گروه محققان - الصفحة ٢٥٣ - فرض مجتهد در زمان غيبت
[حكم سائر اصول و براهين]
[٢٤] و اما تحقيق ساير اصول و براهين و تقرير مقدمات و ادله، و تحرير اسئله و اجوبه و ما يتعلّق بذلك، واجب كفايى است نه عينى، و كافى است كه در هر قطرى از اقطار اسلام، حكيمى عالم ماهر بوده باشد كه عارف به اصول و امهات، و قادر بر حراست بيضه دين از شر شكوك و شبهات باشد و بعضى گفتهاند كه در هر مسافت قصر، وجود چنين شخصى واجب است.
و علمى كه متكفّل بيان اين معارف است، شطر ربوبيات علم الهى است، و ضامن اتمام حقايق آنها على سبيل حق التحقيق و حل عقده شك و حسم ماده شبهه، على القول الفصل من سواء الطريق، مصنفات من است، مثل كتاب تقويم الايمان، و كتاب تقديسات، و كتاب قبسات حق اليقين.
«ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ»[١]
اصل دوم: [اجتهاد و تقليد]
[٢٥] مكلّف به قوانين شرعيه در زمان غيبت امام اصل، كه امام معصوم منصوب من عند اللّه باشد، منحصر است در مجتهد و مقلّد مجتهد.
[فرض مجتهد در زمان غيبت]
[٢٦] فرض مجتهد آن است كه در جميع مسائل اجتهاد نموده، به ظن خود عمل نمايد. و اصحّ آن است كه تجزّى در اجتهاد صورت صحت ندارد، بلكه مجتهد آن است كه بالفعل ملكه اقتدار بر اجتهاد در كل مسائل، و حالت استنباط جميع فروع از ادله تفصيليه و مدارك اصليه، او را حاصل بوده باشد و علومى كه ماده
[١]. حديد، آيه: ٢١.