رسالههاى خطى فقهى - گروه محققان - الصفحة ٢٥٠ - معناى حكمت
رحمت لميزلى و لا يزال شد، بر افضل و اكمل وجوه ممكنه و حق استحقاق هيچ ماهيتى و استعداد هيچ ماده، ضائع و مهمل و متروك و معطل نماند.
[١٦] خالق عالم حكيم، عدل جواد متفضّل است، و رعايت عدل و حكمت و لطف و رحمت بر او واجب و از عنايتش ممتنع التخلّف است، و اتيان به قبيح و اخلال به واجب از جناب او ممكن نيست.
[معناى حكمت]
[١٧] حكمت دو معنى دارد:
يكى: افضل علوم به افضل معلومات، و اللّه تعالى كنه ذات خود را- كه افضل معلومات است-، به علم تام كامل خود- كه افضل علوم است- مىداند، و جز او هيچ كس را اين علم حاصل نيست.
دوم: آنكه فعل فاعل[١] مختار، محكم و متقن و منطوى بر فايده و غايت و مصلحت و منفعت بوده باشد.
و عقول مراجيح عقلًا در ادراك احكام و اتقان و غايات و فوائد و مصالح و منافع و تدبير خيرات و بركات، كه مطاوى هر فعلى از افاعيل فعّال على الاطلاق بر آن منطوى و مشتمل است، متحيّر و مبهوت[٢] و متفكّر و مدهوش مانده.
پس حكيم حقيقى به هردو معنى نيست الّا قيّوم واجب الذات- جلّ سلطانه- و هرچه در عالم امكان[٣] وجود يافته، به قضا و قدر الهى است.
خيرات عالم متعلق اراده و داخل قضاء بالذات شده است، و شرور بالعرض،
[١]. در« الف» و« ب» و« ص»: فاعل فعل.
[٢]. در« الف» و« ب» و« ص»: مبهور.
[٣].« امكان» در« ب» نيست.