رسالههاى خطى فقهى - گروه محققان - الصفحة ٦٨٧
هم كه در قرآن آمده بر آسانگيرى است: «ما جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ»[١] و «يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ»[٢] و پيامبر نيز مىگويد: «بعثت بالحنيفية السمحة السهلة».
محال است چنين شريعتى همه اين مراتب و واسطهها را كه بر شمرديم نجس بداند.
شايد كسى بگويد اين فرض، محال است و به مجرّد تصوّرات وهمى نمىتوان از احكام شرعى دست برداشت. در پاسخ بايد بگوييم كه چنين شخصى از وقوع مكرر امثال آنچه ذكر شد و حتى شديدتر از آن در تمامى سالها غفلت كرده است.
مثلاً در هنگام بارش باران و آب شدن برفها در شهر بزرگى مانند اصفهان كافى است كه سگى در آن حال در گوشهاى از ميدان آن شهر تردّد كند و موجب تنجيس ميدان و مسجد مشهورى كه كنار آن است گردد. لباس عابرين و نمازگزاران تا يك يا دو روز بعد نجس شده و بازار و محلههاى نزديك آن نيز پس از گذشت پنج يا شش روز همگى نجس شده و بيشتر از بيست روز نمىگذرد كه ديگر هيچ چيز طاهر و پاكى يافت نمىشود و همه اشياء- تفصيلاً و يا اجمالاً- نجس مىگردد و كم كم نجاست به روستاهاى نزديك و از آن جا به جاهاى دورتر سرايت مىكند.
اين تنها در فرض وجود يك نجاست (سگ) آن هم فقط در يك مكان (ميدان شهر) بود، در صورتى كه خيابانها از انواع مختلف نجاست پر است و بدون شك خيابانهاى حرمين شريفين در زمان پيامبر ٦ تميزتر از خيابانهاى فعلى نبوده است.
اوّلين كسى كه در اين مسأله ضرورت را مطرح كرد به گمانم استاد يگانه، آقا محمد باقر بهبهانى بود كه ديگرن نيز از او پيروى كردند.
در ايام مجاورت ما در حائر شريف حسينى در بيشتر شبها جلسه علمى با حضور
[١]. حجّ، آيه ٧٨.
[٢]. بقره، آيه ١٨٥.